بازرگان؛ سیاست‌ورزی در راه سوم /مرتضی کاظمیان

Filed under مقاله

۱۹ سال پیش در چنین روزی (۳۰ دی‌ماه ۱۳۷۳) مهندس مهدی بازرگان، چشم بر جهان فروبست. اما افزون بر منش انسانی و کردار سیاسی اخلاق‌گرای او، وی درطریق و روش سیاست‌ورزی نیز یادگاری ارزشمند بجا نهاد. بازرگان یکی از کنشگران برجسته‌ سیاست‌ورزی توامان در جامعه و حکومت بود. رویکردی که او را از دو چهره‌ی شاخص دیگر نیروهای ملی ایران، یعنی دکتر محمد مصدق و دکتر علی شریعتی متمایز می‌ساخت.

دکتر مصدق از همان جوانی فعالیت سیاسی را در ارتباط با حکومت پی گرفت. پس از افتتاح مجلس اول نامزد و منتخب مردم اصفهان گردید. بعدتر معاون وزارت مالیه و عضو کمیسیون تطبیق و حوالجات، و نیز وزیر عدلیه شد. آنگاه والی‌گری فارس و آذربایجان را پذیرفت. سپس وزیر دارایی شد و نیز وزارت امور خارجه را به دست گرفت. با نمایندگی مجلس، سیاست را پی گرفت، و درنهایت بر مسند نخست وزیری تکیه زد. او هرچند فعالیت سیاسی خود را مبتنی کرده بود بر نیرویی اجتماعی و به جنبش اجتماعی باور داشت، اما پیوسته در قامت یک «سیاستمدار» فعال بود. مرد آزاده و وطن‌دوست، چنین ماند تا پایان زندگی پرافتخار در حبس خانگی و تبعید.

دکتر شریعتی اما پس از دوره‌ای کوتاه از فعالیت سیاسی (در نهضت خداپرستان سوسیالیست و بعدتر در نهضت مقاومت ملی و نیز در نهضت آزادی خارج از کشور و کنفدراسیون دانشجویان)، جهت اصلی کنش خود را آگاهی‌بخشی و نقد معرفت دینی در جامعه تعریف کرد. وی ـ آن‌گونه که خود تبیین می‌کرد ـ روشنفکری بود برای سپهر عمومی که واجد «بینش انتقادی» بود. وی اینجا و آنجا ـ و به‌ویژه در حسینیه ارشاد ـ سخن گفت و با دانشجویان نشست و گفت‌وگو کرد. شریعتی ضمن نقد سنت، همان نقشی را ایفا نمود که خود از «روشنفکر» تعریف می‌کرد: آن که «بینش جهت‌یابی» و نقش «رهبری فکری» را داراست؛ نیز، تلاش برای «بیدار کردن وجدان جامعه و خودآگاهی دادن به متن جامعه». این‌چنین، نوشت و نوشت. او تاکید می‌کرد که «رسالت روشنفکران زعامت، حکومت و رهبری سیاسی اجرایی و انقلابی مردم نیست.» شریعتی رسالت خویش را «پروتستانیسم اسلامی» و احیا و بازاندیشی دینی و «خودآگاهی دادن به جامعه» توصیف می‌نمود. و خود، تا آنگاه که در غربت جان باخت، چنین کرد.

در رویکردی متفاوت با دکتر مصدق (به‌مثابه‌ی سیاستمداری تمام و کمال در تعامل با حکومت) و دکتر شریعتی (به‌عنوان کنشگری ممتاز در سپهر عمومی و در متن جامعه مدنی)، مهندس بازرگان پایی در جامعه مدنی داشت و پایی در کشاکش با ساختار سیاسی قدرت.

بازرگان پس از سفر به فرانسه و اقامت هفت ساله در این کشور، به عنوان دانشیار در دانشکده فنی دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد. وی در دوران نهضت ملی، از سوی دکتر مصدق به ریاست هیات مدیره و مدیریت عامل شرکت ملی نفت ایران برگزیده شد. بعدتر مدیریت سازمان آب تهران (احداث شبکه لوله کشی پایتخت) را برعهده گرفت. اما پس از کودتای ۲۸ مرداد و در پی امضای نامه‌ای اعتراضی علیه انتخابات فرمایشی مجلس، از خدمات دولتی برکنار شد. فعالیت‌های فکری و تلاش نواندیشانه‌ی او در حوزه‌ دین، با کنش جامعه‌محور او پیوند خورد. انجمن اسلامی دانشجویان و معلمین، و بعدتر مهندسین و پزشکان و سخنرانی‌های متعدد در مجالس و محافل مذهبی و علمی شاهد برجسته‌ی این رویکرد بود.

اگرچه پس از کودتای آمریکایی ـ انگلیسی، بازرگان در نهضت مقاومت ملی فعال شد و نقشی مهم عهده‌دار شد، اما از نقد سنت و آگاهی‌بخشی کناره نگرفت. «احتیاج روز»، «عشق و پرستش»، «خداپرستی و افکار روز»، «مسلمان اجتماعی و جهانی»، «علی و اسلام»، «انسان و خدا»، و «مزایا و مضار دین»، تنها تعدادی از آثار قلمی یا سخنرانی‌های مذهبی او در دهه ۳۰ (پس از کودتا) محسوب می‌شوند.

او در کنار کنش سیاسی و حکومت‌محورش، تلاش‌های معرفت‌شناسانه را وانگذاشته بود. بعدتر که در بهار ۱۳۴۰ پایه‌گذار جمعیت «نهضت آزادی ایران» شد و نقطه عطفی در کنش سیاسی ـ اجتماعی خود آفرید، باز از نقد سنت و آگاهی‌بخشی، کنار نکشید. هرچند که دچار زندان و تبعید شد.

در تاسیس نهادهای اقتصادی و سازمان‌های غیردولتی (از «یاد» و «متاع» گرفته تا انتشارات قلم و شرکت سهامی انتشار)، و نیز انجمن‌ها و جمعیت‌های گوناگون مدنی و سیاسی، حضور بازرگان در متن جامعه مدنی، خیره‌کننده است. و این، هم‌گام با اقدامات فکری- فرهنگی اوست. وی هم‌زمان با نقد استبداد شاهنشاهی، و چالش با نظام اقتدارگرای سلطنتی، به ارتقا و نقد معرفت دینی در جامعه نیز همت گماشته بود. تشکیل «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» در ۱۳۵۶ از جمله دیگر فعالیت‌های سیاسی مهم او و جمعی دیگر از فعالان سیاسی در همان هنگام بود.

اوج تعامل او با ساختاز سیاسی قدرت، «نخست وزیری» و ریاست بازرگان در دولت موقت برآمده از انقلاب اسلامی بود. پس از استعفا از دولت موقت، در مجلس شورای اول، نماینده تهران شد. و از آن پس، در مقام دبیرکل نهضت آزادی و در موقعیت اپوزیسیون، رویکرد انتقادی و تعامل نقادانه خود را با حکومت، اصلاح‌طلبانه ادامه داد. فعالیت‌های سیاسی و مبارزات او در چارچوب قانون اساسی، از سویی حکومت‌محور بود (با نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری و به پرسش کشیدن انتخابات نمایشی و ناسالم) و از طرفی، در متن جامعه مدنی، با نقد پیوسته‌ و صریح و شجاعانه‌ی سیاست‌های کلان رژیم سیاسی (ازجمله ادامه‌ی پرهزینه‌ی جنگ و انسداد سیاسی). و البته ـ همچون تمام نیم قرن پیش ـ توام با نقد سنت و معرفت دینی و ارائه تحلیل‌های جامعه‌شناختی دست نشست. «بعثت و دولت»، «اسلام و آزادی»، «دین و آزادی»، «ایران و اسلام»، «بازگشت به قرآن»، و سرانجام «آخرت و خدا، هدف بعثت انبیا»، برخی از آثار و تولیدات فکری بازرگان در مقام یک روشنفکر دینی و نواندیش اسلامی تا لحظه مرگ است.

با چنین کارنامه‌ای، مهندس بازرگان یکی از چهره‌های برجسته و شاخص روشنفکری در تاریخ سیاسی معاصر ایران است که همزمان با فعالیت‌های سیاسی حکومت‌محور، کنش مدنی جامعه‌محور را نیز در دستور کار قرار داده بود. او هر زمان که امکان داشت و موثر می‌دید، از مشارکت در اصلاح حکومت و از بودن در کنار آن، کنار نکشید؛ چه در کنار دولت مصدق، چه در جمهوری اسلامی پس از پیروزی انقلاب. و البته این مشارکت، یا فعالیت انتقادی نسبت به حکومت، هیچ‌گاه مانع از کنشگری وی در متن جامعه مدنی نشد.

او از یک‌طرف منتقد حکومت و وضع استبدادی مستقر بود و در چالش یا تعامل با ساختار سیاسی قدرت، و از طرف دیگر، کنشگری فعال در جامعه که پایه‌گذار نهادهای مستقل و موجب گسترش و تقویت جامعه مدنی بود، و نیز منتقد سنت، و درنهایت، روشنفکری فعال در متن سپهر عمومی.

دو دهه پس از درگذشت مهندس مهدی بازرگان، راه سوم سیاست‌ورزی او (راهی میان سیاست‌ورزی حکومت محور، و سیاست‌ورزی جامعه‌محور، و با لحاظ کردن هر دو) همچون بسیاری دیگر از خصائل نیکو و فضائل اخلاقی و منش آن پیر ایران‌دوست و اخلاق‌گرا، ماندگار و پندآموز است.

اقتباس از : جرس


اشتراک گذاری

     Balatarin

Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /homepages/41/d939110942/htdocs/Nedayeazadinet/wp-includes/class-wp-comment-query.php on line 399