فراخوان اتخاذ سیاست پرداخت غرامت برده داری به مناسبت افتتاح یادواره ی ACTe توسط فرانسوا اولاند

Filed under مقاله

برگرفته از تلاکسکالا – ۱۲ ماه مه ۲۰۱۵ / ترجمه بفارسی از حمید بهشتی

 در روز ۱۰ ماه مه فرانسوا اولاند در گوادلوپ یادواره ی «آ سه ته» را در یادگاه برده داری و آدم فروشی افتتاح نمود. بدین مناسبت گروهی از هنرمندان از جمله ژوِل اوزول، فلورانس نایری، علی آنژِل، تاتیانا میات، گلادیس کاباروس و دیویس اِراس له پارولیه خواهان اتخاذ سیاست جبران گشتند.

1

در دهم ماه مه که روز یادبود خرید و فروش انسان، برده داری و برکناری آن می باشد، فرانسوا اولاند در گوادالوپ یادگاه «آ سه ته» را افتتاح نمود. اما موضعگیری رئیس جمهور فرانسه در زمینه برده داری حضور وی در آنجا را به زیر سئوال برد.

زیرا وی در دهم ماه مه ۲۰۱۳ از اِمه سِزِر نقل قولی آورده و سخن وی را تحریف نمود، با این عبارت که از غیر ممکن بودن جبران سخن گفت. او بدین ترتیت درخواست عدالت را فاقد موضوعیت ارزیابی نمود. اما خودِ فرانسه پس از جنگ اول جهانی خواهان پرداخت غرامت گشته و بدان نیز دست یافت که آلمان تا همین سال ۲۰۱۴ آن را می پرداخت. بنابراین فرانسه مخالفتی با موضوع غرامت ندارد. در صورتی که قرار باشد غرامت بپردازد با آن مخالف است، اگر قرار باشد دریافت نماید آن را قبول دارد. (البته این ادعا کم اطلاعی از تاریخ را می رساند زیرا فرانسه بعد از جنگ ۷۱-۱۸۷۰ مجبور به پرداخت غرامتی سنگین بود، در حالیکه آن زمان آلمان فرانسه را اشغال نموده بود. و آلمان نیز همه ی آنچه را که می بایست پرداخت می نمود، نپرداخته است. آنچه که آلمان پرداخته است، مربوط به غرامت جنگ جهانی دوم می باشد که به آلمان ارفاق بسیار نیز شد – توضیح از مترجم متن فرانسه به آلمانی)

فرانسه که استعمارگر بود مبالغی را بخاطر جبران مسئولیت استعماری پرداخته است، اما آن پرداخت ها فقط به جنایتکاران بود. اهالی هائیتی مجبور بودند از سال ۱۸۲۵ تا ۱۹۴۶ به بانک ملی فرانسه (casse dépôts)  یعنی به برده داران و دولت فرانسه مبالغی را بعنوان جبران بپردازند. همچنین به برده داران گوادلوپ، مارتینیک، گوایان و لا رنیون مبالغی پرداخته شد و نیر به اشغالگران سابق الجزایر و حتّا به تروریست های سابق OSA (سازمان ارتش مخفی که سازمانی سیاسی نظامی، غیر قانونی و ترورسیتی بوده و توسط اشخاصی تأسیس گشته بود که حاضر نبودند از حاکمیت استعماری فرانسه در الجزایر صرفنظر نمایند – توضیح مترجم از متن فرانسه با آلمانی)

پس هنگامیکه موضوع به برده داری و حاکمیت استعماری مربوط می شود قرار است به مقصرها و نه به قربانیان تاوان داده شود، بدین معنی که نه قربانیان، قربانیان واقعی هستند و نه جنایتکاران، جنایتکاران اصلی؟ بدین ترتیب آب به آسیاب کسانی ریخته می شود که اصولا وقوع کشتار جمعی را نفی می کنند.

2یادواره ی آدم فروشی- تانزانیا، زنگبار استون تاون- تصویر از دوگی کامرون

این در حالی است که خرید و فروش انسانها از جمله پدیده هایی است که بیش از همه چیز انسانها را متأثر ساخته و هم به لحاظ جمعیت نگاری و هم به لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر چندین قارّه سایه افکنده است: بین ۱۱ تا ۱۷ میلیون انسان را از افریقا ربودند، گذشته از اینکه بسیار بیش از این را همانجا هنگامیکه برای دفاع از خانواده یا اقوام خویش مقاومت می نمودند، کشتند. جنایت نسبت به بشریت اتفاقی نیست که روز شنبه واقع گشته باشد و دوشنبه صبح، مانند کسی که از یک سرماخوردگی سخت بهبود یافته باشد، آدمی برخواسته و به دنبال کار خود رود. بلکه کابوسی است عظیم که آثارش نسل ها بر جای می ماند. این امر در زمان ما هنوز در مورد بازماندگان آمریکائیان بومی، از آلاسکا گرفته تا منتها الیه جنوبی قاره آمریکا که قتل عام مردم به زمان های دورتری از خرید و فروش افریقائیان مربوط می شود، قابل رؤیت است.

از جمله آثار بجای مانده برده داریِ استعماری فقر منطقه ایست و فقدان تأمینات اجتماعی. هیچ جای شگفتی ندارد که بازماندگان بردگان غالبا بی بضاعت تر از بازماندگان برده داران می باشند. برده داران نسل به نسل ثروت انباشته شده را برای بازماندگان خویش باقی گذارده اند، در حالیکه بازماندگان بردگان نسل به نسل فقر و مذلت را به ارث برده اند. یکی دیگر از بقایای این جنایت، نژادپرستی ضد سیاهان است. اینکه کریستیانه توبیره (وزیر دادگستری فرانسه که از بازماندگان بردگان اهالی گویان می باشد) را با میمون مادینه ای مقایسه نموده و بر چهره ی وی موز پرتاب نمودند، شاهدی است بر تداوم افکار استعماری و نژادپرستانه در فرانسه ی کنونی، گذشته از تبعیضات نادیدنی که بر میلیون ها اشخاص عادّی روا می گردد.

3یادواره ی «برده داری باید پایان یابد» به یاد قیام بردگان ۱۷۹۵ به رهبری تولا که در ۳ اکتبر همان سال به دار آویخته شد- جزایر انتیل هلند- ساحل جنوبی کوراکائو

دولت فرانسه هنوز نیز نسبت به این موضوع رویکردی دوگانه دارد. حرفی در این نیست که قانون توبیرا (Taubira) وضع شده است. اما بندِ بسیار مهم آن را که مربوط به جبران بود کمیسیون مربوطه در مجلس فرانسه تصویب نکرد. این است که با سرمایه اهالی گوادلوپ مانند گذشته آرامگاه «ریشه پانزه» تعمیر می گردد. وی را ناپلئون بدانجا فرستاد تا «دِلگرِه» و سایر مبارزان راه آزادی را به قتل رسانده،  برده داری را احیاء نماید و در گوادلوپ ستونی برای تمجید مالک بزرگی بنام «دِ لِه اُلیویه» بر پا می گردد. او اشغالگری بود که در سال ۱۶۳۵ پروژه ی استعماری گوادلوپ را آغاز نمود و اهالی بومی جزایر غرائب را نابود ساخت. فرانسه هنوز نیز از استعمارگران آن دوران حمایت می کند که در سال ۱۸۴۹ بدانها پرداخت خسارت نموده و حاضر نیست مسئولیت قتل عام های ۱۹۱۰، ۱۹۲۵، ۱۹۳۱، ۱۹۵۲ و ۱۹۸۵ را بپذیرد، گذشته از اینکه سرکوب قیام ۲۰۰۹ به صورتی بی رحمایه صورت گرفت.

فرانسوا اولاند دائم در مورد موضوعات حساس سخن می گوید. از جمله اینکه وی به تازگی اظهار نمود که هولوکاوست بزرگترین جنایتی است که تا کنون صورت گرفته است. این نیز یکی از خطاهای تاریخی و موضعگیری های خطرناک سیاسی است، زیرا بدین طریق شهروندان طبقه بندی می شوند. و واقعاً نیر کسی نمی تواند درک کند چگونه فرانسه با قانون «سیویس Civis» (کمیسیونی که برای پرداخت خسارات به قربانیانِ مصادره هایی که در جنگ دوم صورت گرفت) به موازات آن می تواند مدعی گردد که در قبال قربانیان برده داری کاری از دستش ساخته نیست، در حالیکه به اربابان استعمارگر و برده داران سابق پرداخت خسارت می کند.

فرانسوا اولاند با این کار که نفی هرگونه جبرانی در این مورد می باشد از تمامی کسانی که از برده داری سود برده اند حمایت می کند که در رأس آنها خود حکومت قرار دارد.  حال چگونه باید پرده برداری از یادواره ی «آ سه ته» را درک نمود؟ آیا این به معنی تجلیل قربانیان به موازات ناز کشیدن از جنایتکاران نیست؟ آیا اینجا گونه ای دیگر از بدترین فرم ریاکاری صورت نمی گیرد؟ آیا در حالیکه موضوع به جنایت علیه بشریت مربوط می گردد می توان اینگونه به خود اجازه ی دوگانگی داد؟

4یادواره ی برده داری موسوم به کاپِ ۱۱۰ در آنسه کافار- فُرت دِ فرانس

به هر حال این قضیه تبدیل به گفتمانی عمومی گشته است. در رابطه با فعالیت های مارتین لوتر کینک و مالکم ایکس، اِمه سِزِار، فرانس فانون، اسقف اعظم افریقای جنوبی و برنده جایزه نوبل دِسموند توتو و برنده جایزه ادبایت نوبل نیجریه ای وله سوینکا، انجمن هایی هستند که به دادگستری مراجعه و فعال گشته اند. رؤسای دول کشورهای غرائب، موسوم به اتحادیه کاریکم از قدرت های سابق استعماری خواهان پرداخت خسارت گشته و طرحی ده بندی را اعلام نموده اند: اظهار پشیمانی و عذرخواهی عملی با عرضه نمودن برنامه های آموزشی، فرهنگی و بهداشتی، صرفنظر کردن از بدهی های این کشورها و غیره. برای پرداخت خسارات، کمیسیون هایی به تازگی در ایالات متحده آمریکا و اروپا بوجود آمده اند. اتحادیه افریقا نیز در این زمینه در حال فعالیت است.

نهایت اینکه سراسر جهان این حرف را تکرار می کنند که بدون پرداخت خسارت عدالت عملی نیست، این یک اصل جهانی است. آقای اولاند می خواهد قربانیان برده داری را حرمت نهد، این کار نیکی است. اما ما خواهان برقراری عدالت هستیم. یادآوری کار خوبی است، تلافی کار بهتری است. نفی نمودن پرداخت خسارت به معنی دفاع از عاملان این جنایات و کسانی است که از آن ها سود برده و نیز به معنی مشارکت در جرم های آنهاست. در ماه مه ۲۰۱۲ نخست وزیر وقت فرانسه، ژان- مارک اِرو متعهد گشت سیاست جبران مافات را پیاده نماید. به همین جهت ما اکنون از رئیس جمهور فرانسه خواهان این هستیم که سیاست مزبور را عملی کند. در غیر اینصورت انجام هرگونه یادآوری غیر از پُزی بی محتوا و ریاکارانه نیست. در خواست ما جبران مافات و پرداخت خسارت به ملل سیاه می باشد، به نام صلح،  برابری ، رعایت و حرمت نهادن به دیگران.

مطالب دیگر در این باره :


اشتراک گذاری

     Balatarin

Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /homepages/41/d939110942/htdocs/Nedayeazadinet/wp-includes/class-wp-comment-query.php on line 399