پاسخ دکتر ابراهیم یزدی به گفتگوی دکتر داوود هرمیداس باوند

Filed under خبر متحرک, سرخط اخبار, گزارش

Hermidas_Bavand_01ندای آزادی: آنچه در ادامه میخوانید، پاسخ های دکتر یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران به مطالب مطرح شده از سوی دکتر هرمیداس باوند است. یادآور میشود دکتر باوند در شماره ۴۲ مجله صدا به تاریخ ۱۳ تیرماه ۱۳۹۴ در مصاحبه ای در پاسخ  خبرنگار که پرسیده بود: “اختلاف یزدی و سنجابی در دولت موقت به  نظر شدید می آمد تا جایی که حتی بعد از کناره گیری سنجابی از وزارت خارجه ابراهیم یزدی جایگزین او شد. اختلاف بر سر چه بود؟” چنین پاسخ داده اند: “ابراهیم یزدی تمایل داشت دامادش، شهریار روحانی فعال باشد. ما هنوز تا آن زمان هم فکر می کردیم او به نوعی ادامه جبهه ملی است و در نیویورک وقتی خبرنگاران برای مصاحبه نزد ما می آمدند این را تاکید می کردیم. ولی وقتی دیدیم که آن ها در سخنان خودشان به مصدق اشاره ای نمی کنند و فقط بر نام امام ، شخصیت و ارزش های او تاکید دارند دریافتیم که چندان هم با ما همسو نیستند. ضمن آنکه شهریار روحانی آزادی عملی برای خودش ترسیم کرده بود که مواضع  وزارت خارجه را نادیده می گرفت و حتی تغییراتی در سفارت خانه ها ایجاد می کرد. همه  این مسانل باعث شد تا کریم سنجابی استعفا دهد. او معتقد بود با این سیستم نمی شود کار کرد. بعد هم دیدیم که یزدی خودش وزیر خارجه شد. بنابراین یزدی تعزیه گردان دولت موقت بود و در نهضت آزادی هم برحسب پویا تر بودن نسبت به مثلا سنجابی و … نقش بیشتری بر عهده داشت. او همه هم و غمش این بود که مواضع نهضت آزادی را از مواضع مصدق و یارانش تفکیک کند و روی مصدق تاکید نکند. این شکاف اساسی برای جبهه ملی  و نهضت آزادی آن ها را از هم بطورکامل دور کرد و اگر هم داریوش فروهر در دولت موقت پایدارتر از بقیه بود به این دلیل بود که ازجبهه ملی کناره گیری کرده بود.”

 پاسخ دکتر یزدی بشرح زیر است:

پاسخ به آقای باوند

آقای دکتر باوند با کمال تعجب مطالبی را سرهم کرده اند که هیج مبنای درستی ندارد و از یک استاد فرهیخته بر خورد این چنینی با یک امر تاریخی تعجب آوراست. درخواست میشود مطلب زیر به عنونا پاسخ به مطالب بی اساس ایشان عینا چاپ شود.

۱- زمانی که رهبر انقلاب در پاریس مستقر بودند و کارمندان سفارت ایران در واشنگتن از ورود اردشیر زاهدی سفیر شاه به سفارت ایران جلوگیری کردند و او را راه ندادند. سپس بعضی از این کارمندان با محل اقامت رهبر انقلاب در نوفل لوشاتو، تماس گرفته و کسب تکلیف کردند. رهبر انقلاب در تاریخ ۲۸ دی‌ماه ۵۷ ـ ۱۹ صفر ۱۳۹۹ – طی یک حکم کتبی پنج نفر را به مسئولیت آقای دکتر جلیل ضرابی برای نظارت بر اداره‌ی امور سفارت ایران در واشنگتن و کنسولگری‌ها در سایر شهرها کتباً تعیین کردند. اعضای این کمیته‌، علاوه بر آقای دکتر ضرابی عبارت بودند از آقایان دکتر رضا صدر، دکتر طباطبایی، احمد عزیزی و دکتر شهریار روحانی. متن کامل  این حکم در صحیفه امام، ج ۵ ص ۴۹۶آمده است. اعضای این کمیته که هر یک ساکن شهرهای مختلف آمریکا بودند، بلافاصله کار یا تحصیل خود را رها کرده و در محل سفارت ایران در واشنگتن حاضر شدند. و صندوق بایگانی اسناد محرمانه‌ی باقی‌مانده در yazdi_LARGEسفارت را مهر و موم کردند و برای نظارت بر حسن جریان امور روزمره سفارت تصمیماتی اتخاذ می کردند. این کمیته اقدامات خود را مرتباً به طور کتبی یا شفاهی، توسط رئیس کمیته، آقای دکتر ضرابی، به رهبر انقلاب گزارش می‌داد. بعد از پیروزی انقلاب و استقرار اولین دولت موقت در ۲۲ بهمن ۵۷، تعیین وزیر امور خارجه مدتی تعویق افتاد. در آن زمان من عضو شورای انقلاب بودم. از طرف آقای مهندس بازرگان نخست‌وزیر و اعضای شورای انقلاب به اینجانب پیشنهاد شد که مسئولیت وزارت امور خارجه را بپذیرم. اما اینجانب بنا به دلایلی، که خدمت آقای مهندس بازرگان شرح دادم از پذیرفتن این مسئولیت امتناع نمودم. در آن زمان دکتر سنجابی در تهران نبود و برای پاره‌ای معالجات پزشکی به اروپا رفته بود. شورای انقلاب غیاباً ایشان را برای مسئولیت وزارت دادگستری تصویب نمود. به همین دلیل آقای دکتر سید احمد صدر حاج سید جوادی، علی‌رغم سوابق ممتدشان در امور قضایی و حقوقی، به عنوان وزیر کشور تصویب و معرفی شدند. هنگامی که دکتر سنجابی از سفر استعلاجی خود به اروپا برگشت، پیشنهاد وزارت دادگستری را نپذیرفت. و روی یکی از وزارت‌خانه‌های کشور و یا امور‌خارجه اصرار ورزید. و چون وزیر کشور قبلاً تعیین و کار خود را آغاز کرده بود، به این ترتیب دکتر سنجابی به وزارت امور خارجه منصوب و کار خود را از اواخر بهمن ۵۷ شروع نمود. آقای دکتر ضرابی، از طرف خود و اعضای کمیته و کارکنان سفارت ایران در واشنگتن، انتصاب دکتر سنجابی را به ایشان تبریک می‌گویند. در ۲۹ بهمن ماه دکتر سنجابی طی تلکس رمزی خطاب به دکتر ضرابی آقای جعفر فقیه را که از کارمندان سیاسی قدیمی سفارت در زمان زاهدی بود، به سمت کاردار موقت معرفی نمود و از کمیته درخواست  ادامه کار وهمکاری با جعفر فقیه را نمود.

متن این تلکس به قرار زیر است:

“از وزارت امورخارجه به آقای دکتر جلیل ضرابی ـ سفارت ایران ـ واشنگتن. خواهشمند است با نظر و همکاری آقای جعفر فقیه کاردار موقت اهتمام لازم را در حفظ و نگهداری کلیه‌ی اسناد و مدارک سفارت مبذول فرمایید ـ ۲۹/۱۱/۵۷ ـ ۲۲۴۹۹ ـ کریم سنجابی”

 آقای دکتر ضرابی در پاسخ این تلگراف در دوم اسفند ۵۷، تلگراف زیر را به آقای دکتر سنجابی مخابره می‌نماید:

“به نام خدا ـ جناب آقای دکتر کریم سنجابی وزیر محترم امور‌خارجه ـ نظر به تلگراف شماره‌ی ۲۲۴۹۹ مورخ ۲۹/۱۱/۵۷ آن برادر عزیز به اطلاع می‌رساند بر اساس فرمان امام خمینی رهبر ملت ایران این هیئت علی‌رغم مخالفت‌های مستقیم و غیرمستقیم کارمندان و کارکنان سفارت ایران تا حد ممکن در حفظ اسناد کوشیده و همان‌طور که خواست شما است این هیئت تا پایان مدت مأموریتش با دقت تمام به این کار ادامه خواهد داد. با تقدیم احترامات فائقه برادر شما ـ جلیل ضرابی. رونوشت حضرت آیت‌الله خمینی ـ جناب آقای مهندس بازرگان.”

همان‌طور که در این تلکس اشاره شده است، بعضی از کارمندان قدیمی سفارت حاضر به همکاری با کمیته‌ی امام نبودند و کارشکنی می‌کردند. مشروح این جریانات در گزارش‌های مرتب روزانه‌ی کمیته برای رهبر انقلاب آمده است. به همین دلیل دکتر سنجابی مجبور شد آقای اعتصام را، که از کارمندان سیاسی سابقه‌دار وزارت خارجه در تهران بود به جای جعفر فقیه منصوب و اعزام نماید. نامبرده بعد از ورود به محل مأموریت خود مسئولیت اداره‌ی امور سفارت را بر عهده گرفت.

آقای دکتر سنجابی  در شروع به کارشان  در وزارت امور خارجه چهار نفر آقاین احمد سلامتیان، فرج اردلان، حسن لباسچی و مسعود امینی را به عنوان معاونان خود منصوب کرد. آقای مهندس بازرگان پس از تصویب وزیران پیشنهادی به شورای انقلاب، با وزرای خود مطرح می کردند که تصویب وزرا با شورای انقلاب است، در انتخاب معاونان وزیر باید با من مشورت شود. آقای مهندس بازرگان با انتصاب این معاونان و از جمله آقای احمد سلامتیان، مخالفت کردند. آقای دکتر سنجابی دراواخراسفند ۱۳۵۷ به دنبال این اختلاف نظر با آقای مهندس بازرگان، ازسمت خود در وزارت امورخارجه استعفا داد. آقای مهندس بازرگان از من خواستند مراتب را به اطلاع امام برسانم. امام توسط من به مرحوم دکترسنجابی پیغام دادند که اعلام استعفا را به بعد ازانجام رفراندم موکول نمایند. آقای دکتر سنجابی  پس از ماجرای بازداشت مجتبی طالقانی و بیرون رفتن آیت الله طالقانی از تهران استعفای خود را اعلام کرد. اما در همه جا ادعا کردند که استعفایشان در اعتراض به دخالت های من در امور سفارت ایران در واشینگتن بوده است. این یک ادعای نادرستی بود و هر بار که مطرح می شد در باره آن توضیح داده ام. آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در باره این استعفا می نویسد: “… آقای سنجابی در ۲۰ اسفند ۵۷ از وزارت امور خارجه استعفا داد. برخلاف آنچه بعد ها در مصاحبه های آقای دکتر سنجابی و آقای احمد سلامتیان ادعا شد، علت استعفای ایشان اعتراض به فعالیت کمیته منصوب امام در سفارت ایران در واشنگتن نبود. . اختلافات قدیمی میان این جریان ها( جبهه ملی و نهضت آزادی ) با شدت و ضعف … در طول فعالیت دولت موقت وجود داشت و امام نیز از وجود آن مطلع و تا حدودی نگران و ناراحت بودند،  بطوری که وقتی برای اولین بار مسئله استعفای آقای سنجابی از وزرات امورخارجه ( در ۲۰ اسفند ۱۳۵۷) پیش آمد، ایشان ( امام) از من خواستند که با آقای سنجابی صحبت کنم و از این کار منصرفشان سازم و بخواهم که همچنان در جمع دولت بماند. که من هم شب همان روز به منزل ایشان در منطقه نیاوران رفتم، آقای ( احمد) سلامتیان هم که دستیار آقای سنجابی بود، حضور داشت. پیام امام را با توضیحاتی از خودم که ضروری می دانستم، با ایشان در میان گذاشتم. آقای سنجابی هم با پذیرش نظرامام در آن مقطع، بر بروزعلنی این اختلاف سرپوش گذاشت اما این کار او چندان دوام نیاورد و سرانجام با مطرح کردن دلایلی تقریبا غیر واقعی- که حتی مورد قبول دولت و دوستانش هم نبود- و بدون توجه به مخالفت های ما و برخی از اعضای جبهه ملی از وزارت امور خارجه ( در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۵۸) استعفا داد …. مرحوم فروهر که خود از رهبران جبهه ملی بود از این استعفا متعجب شده بود و از دکتر سنجابی که این مسأله را در شورای مرکزی جبهه ملی مطرح نکرده و در این شرایط حساس، صحنه خدمت به انقلاب را ترک کرده بود سخت گله مند بود.. ..” (  هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات سال های ۱۳۵۷ – ۱۳۵۸به اهتمام عباس بشیری- دفتر نشر معارف انقلاب ، ۱۳۸۳ )

از آن جا که به موجب حکم امام ، نظارت بر فعالیت‌های سفارت و کنسولگری ایران در آمریکا به کمیته‌ی یا هیئت امام محول شده بود و به علت سوءاستفاده‌های مالی فراوان در سفارت ایران، قبل از اخراج اردشیر زاهدی، و استقرار کمیته‌ی امام، که مشروح آن در گزارش کمیته‌ی مذکور به رهبر انقلاب، در همان زمان ـ‌ آمده و در روزنامه‌های یومیه‌ی تهران نیز منعکس شده است. نهادها و وزارات خانه‌های مختلف، که در آن شرایط با کادرهای قدیمی سفارت ایران آشنایی و یا اعتماد نداشتند، به منظور حفظ منافع ملت ایران هر یک جداگانه، بر حسب مورد، طی نامه‌هایی رسیدگی به امور مربوطه را به کمیته‌ی امام مأموریت دادند. به عنوان نمونه می توان از تلگراف‌های زیر نام برد:‌ معاون سیاسی وزارت امور خارجه( آقای سلامتیان) در ۸/۱/۵۸  در مورد برگزاری رفراندوم، وزیر دفاع( آقای مدنی) در ۸/۱/۵۸ در مورد قراردادهای مربوطه، بانک سپه در ۱۱/۱/۵۸ در مورد سوءاستفاده‌های کلان در شعبه‌ی بانک سپه، صدا و سیما ۱۴/۱/۵۸ در مورد سوءاستفاده‌های دفتر آن سازمان، تلگراف وزیر اطلاعات، تبلیغات و اوقاف در مورد خانه‌های ایران در ۱۵/۱۲/۵۷، تلگراف وزیر کشاورزی در ۱۶/۱/۵۸ در مورد قراردادهای خرید مواد غذایی و …. در تمام این موارد، هیئت مذکور با قاطعیت اقدام نمود و گزارش های خود را علاوه بر ارسال به وزارت امور خارجه ( که در بایگانی وزارت خارجه موجود است) و نهادهای ذیربط در گزارش معمول خود به رهبر انقلاب نیز منعکس کرده است.

آقای سنجابی مکرراً به تلکس‌های ارسالی از طرف کمیته منتخب امام پاسخ داده‌اند انجام برخی از کارها را از آنان خواسته‌اند.

 چگونه آقای باوند ارتباط‌ها اداری مکرر دکتر سنجابی با کمیته امام را فراموش کرده یا نادیده گرفت است!

کمیته امام که آمادگی داشت تا به معرفی سفیر یا کاردارجدید و قبول مسئولیت اداره امور سفارت و کنسولگری های ایران در آمریکا  به کار خود خاتمه دهد، لاجرم اجرای این تصمیم را به تاخیر انداخت.

کمیته منصوب رهبر فقید انقلاب در پایان مدت ماموریت خود طی بیانیه ای  گزارش فعالیت خودرا منتشر کرد.

آقای احمد عزیزی، یکی از اعضای کمیته امام، اخیراً خاطرات خود را ازفعالیت این کمیته منتشر کرده است( بخشی از خاطرات احمد عزیزی در آستانه پیروزی انقلاب- سفارت امام در واشنگتن- مجله آسمان ۱۹ بهمن ۱۳۹۲) علاقمندان می توانند به آن مراجعه کنند.

بنابراین وارد ساختن این اتهامات بی‌اساس دور از شأن کسی که سوابق سیاسی و حقوقی دارد و افتخار رهروی راه مرحوم دکتر مصدق را دارد، می‌باشد.

۲- پس ازاستعفای آقای دکترسنجابی از سمت خود دروزارت امورخارجه و پذیرش آن ازجا نب رهبر انقلاب و نخست وزیر، مطالعه و مشاوره برای تعیین وزیر جدید شروع شد. آقای مهندس بازرگان هم درشورای انقلاب و هم به طور خصوصی با افراد مختلف مشورت و با بعضی از کسانی که پیشنهاد شده بودند گفتگوکردند. اما کسی حاضر به قبول مسئولیت نبود. آقای مهندس بازرگان با من مطرح کردند و گفتند در شورای انقلاب شما نامزد شده اید. اما پاسخ من به ایشان این بود که سال ها از ایران دور بوده ام و تجربه کاراداری ندارم. آقای مهندس بازرگان یک بارهم به اتفاق آقای دکتر بنی اسدی با من صحبت کردند. در نهایت قرار شد وزارت امورخارجه زیر نطرخود نخست وزیر باشد و من با حفظ سمت معاونت نخست وزیردرامور انقلاب،  سرپرست وزارت امورخارجه باشم. به همین ترتیب هم اعلام و خبرش منتشر شد. دراول اردیبهشت ۵۸ به اتفاق آقای مهندس بازرگان به وزارت امور خارجه رفتیم و مراسم معرفی انجام شد. آیا به نظر آقای دکتر باوند با قبول این مسئولیت مرتکب ذنب لا یغفری شده ام. ؟

۳- آقای دکتر باوند بی هیچ دلیل و بینه ای در مصاحبه ی خود مدعی شده اند که  یزدی هم و غم اش جدا کردن مصدق ازمواضع نهضت آزادی بود. سخن گفتن بی دلیل و مدرک در شان یک شخصیت فرهیخته نیست. نهضت آزادی ایران یک سازمان دموکراتیک بوده و هست و تصمیمات و خط مشی های اساسی  بر عهده کنگره و شورای مرکزی است و نه اعمال نفوذ یک فرد. من نمی دانم منظورآقای دکتر باوند از طرح این مسائل واهی در شرایط سیاسی کنونی با چه هدفی است؟  آیا نصب قاب عکس دکتر فاطمی در تابلوی وزرای امورخارجه ایران در وزارت امورخارجه، که به مدت ۲۵ سال از کودتا تا انقلاب، از آن جلو گیری شده بود، ازعلائم این تفکیک است؟  

اما پرسش واقع بینانه این است که شما که خود را مدافعان سرسخت شادروان دکتر مصدق می دانید در معرفی او به نسل جدید و جوان چکاری انجام داده اید؟

با تقدیم احترام

دکتر ابراهیم یزدی

تهران ۲۳ تیر ماه ۱۳۹۴


اشتراک گذاری

     Balatarin

Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /homepages/41/d939110942/htdocs/Nedayeazadinet/wp-includes/class-wp-comment-query.php on line 399