۳ یادداشت در مورد مرحوم مهندس بازرگان از: دکتر محمدرضا عارف، احمد زیدآبادی و رضا خجسته رحیمی

Filed under مقاله

M_Bazargan_01مهندس بازرگان به روایت دکتر عارف

دکتر محمدرضا عارف به مناسبت سالگرد درگذشت مهندس مهدی بازرگان با انتشار تصویرى از وی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
وقتی به دانشکده فنی دانشگاه تهران آمادم متدین تر شدم. از یک بچه مذهبی سنتی به مذهبی تبدیل شدم که فکر و تحلیل می کرد و حقیقتا فکر می کنم تحت تاثیر مرحوم مهندس بازرگان و فضایی که او در دانشکده فنی ایجاد کرده بود، این طور شدم. آقاى مهندس بازرگان چهره اى اخلاقى و الگویى براى بنده به عنوان یکى از بچه هاى دانشکده فنى دانشگاه تهران مى باشند. دانشجویان رشته هاى مهندسی همراه با دیگر دانشجویان سهم بسزایی در رشد و تقویت جنبش دانشجویی داشتند که در این میان نقش ماندگار مرحوم بازرگان در دانشکده فنی دانشگاه تهران و تلاش ایشان در پویایی جنبش دانشجویی فراموش ناشدنی است.
٣٠ دى ماه، سالروز درگذشت مهندس مهدى بازرگان است.روحش شاد.

لیبرال بود اما سرسخت | احمد زیدآبادی

برخی شخصیت‌ها در زمان حیاتشان محبوب‌اند اما پس از مرگ نامحبوب می‌شوند عده‌ای هم به عکس در طول حیات خود نامحبوب‌اند و پس از مرگ محبوب می‌شوند زنده یاد مهندس بازرگان از جمله شخصیت‌هایی است که در کوران تحولات داغ پس از انقلاب ۵۷ در بین جوانان آن روز چندان محبوب نبود اما امروزه پس از گذشت سالیان از وفاتش در بین نسل جوان محبوب به شمار می‌آید. این همان چیزی است که به آن قضاوت تاریخ می‌گویند. اگر داوری انسان‌ها نسبت به یک موضوع خاص را پس از گذشت مدت‌زمانی که ابعاد پنهان آن موضوع ظاهر و پیامدهای دراز مدتش برملا شود قضاوت تاریخ نامیده می‌شود. که نتیجه داوری از افقی بلندتر و متکی بر انباشت تجربه‌های به‌دست آمده از گذر زمان است به‌هرحال قضاوت تاریخ در باره مهندس بازرگان مثبت است چراکه او به رغم دلخوری نسل اول انقلاب از وی در نزد نسل کنونی چهره‌ای محبوب است. مسلماً محبوبیت نه موضوعی است ثابت و پایدار و نه قابل اندازه‌گیری دقیق و نه علامت حقانیت دارنده آن. اما نبض زمان را می‌توان بر اساس آن سنجید و اندیشه غالب بر افکار را دریافت. هدف از این نوشتار این است که نشان دهد به موازات طی طریق مرحوم بازرگان از نامحبوبی تا محبوبیت جامعه ایرانی دستخوش چه تغییر مزاجی شده است.
روح حاکم بر انقلاب ایران همان روح حاکم بر جنبش‌های چپ‌گرای صد امپریالیستی جهان‌سومی بود در جنبش‌های مذکور در هم شکستن بنیان‌های نظام سیاسی و اجتماعی حاکم بود که تصور می‌شد کاملاً طبقاتی و در خدمت امپریالیسم جهانی است هدف اصلی بود. در کنار این هدف اصلی درگیری ستیزه‌جویانه با امپریالیسم که مظهرش آمریکا تلقی می‌شد ضرورت پیدا می‌کرد و در سایه این دو هدف دموکراسی به معنایی که همه شهروندان از هر طبقه و پایگاهی یک رأی داشته باشند و مدارا بخصوص نسبت به طبقاتی که استثمارگر و چپاولگر معرفی می‌شدند نه تنها محلی از اعراب نداشت که نقطه‌ضعفی غیرقابل‌چشم‌پوشی قلم داد می‌شد.

بمناسبت سالگرد درگذشت بازرگان | رضا خجسته رحیمی

بازرگان دموکراسی خواه بود و پوپولیست نبود. سیاست برای او هدف نبود و وسیله بود. بدین ترتیب با پوپولیسم بیگانه بود و مردم‌سالاری را از مردم سواری متفاوت می‌دانست. بازرگان ملی گرا بود و با این حال ناسیونالیست افراطی نبود طرح غرب‌زدگی جلال آل احمد را کابوسی می‌نامید که از آن رهایی باید. می‌گفت عربیان اگر چیزهایی را بردند چیزهای بهتری را هم آوردند و به صراحت اعلام می‌کرد که اگر تخطئه و متهم به غرب‌گرایی یا استعمارگرایی نشویم باید بگوییم که استقلال‌طلبی احساس ملیت تعصب ملی آزادی‌خواهی برابری طلبی مترقی بودن و انقلابی شدن را تماماً از آن‌ها گرفته‌ایم. از استقلال سخن گفت و تقلید را نکوهید. اما هشدار داد که مبالغه نباید کرد نمی‌توان منکر شد که تقلید در بسیاری از موارد و در همه جای دنیا معمول است و گاهی به‌ناچار مجاز می‌شود. به جای استعمار از استیلا سخن گفت و استیلا را نیز واقعیتی در عرصه جهانی دانست و بر همین مبنا بود که پس از انقلاب ایران نیز اگرچه حامی استقلال بود اما مفتون نظریه استعمار نظریه استعمار نشد و هزینه این اعتقاد نیز لشکر منتقدان و مخالفانی بود که علیه او به پا خواستند و واقع‌بینی او را وادادگی نامیدند و او را وابسته به امپریالیسم خواند و لیبرال. حال‌آنکه بازرگان می‌گفت که مقصود استقلال این است که نه خود را تابع طراز فکر و سیاست نفوذ اروپای عربی و امریکا بدانیم و نه معتقد و دنباله رو مکتب مارکس و سیاست کشورهای سوسیالیستی بدانیم. از نردبان سیاست بالا رفت اما لباس صداقت از تن درنیاورد. او می‌گفت از گناهانی که برای ما می‌شمردند یکی لیبرال بودن ماست اما حالا باید بگویم که اگر ما لیبرال نبودیم آن‌ها که مقاله می‌نویسند و نشریه میدهند امروز بودند یا نه. اقلاً این حق‌شناسی را ندارند که بگویند خدا پدر بازرگان را بیامرزد شما آدم بدی بودید لیبرال بودید ولی در نتیجه لیبرال بودن شما ما به همه چیز رسیدیم.


اشتراک گذاری

     Balatarin

Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /homepages/41/d939110942/htdocs/Nedayeazadinet/wp-includes/class-wp-comment-query.php on line 399