پایان رویای “ایران، باثبات ترین کشور منطقه” | هادی حکیم شفایی

Filed under مقاله

صبح چهارشنبه، در کمال ناباوری و بهت همگان، خبرگزاری های ایران از وقوع تیراندازی در راهروی ورودی مجلس در بهارستان و همچنین تیراندازی و انفجار انتحاری در مقبره آیت الله خمینی خبر دادند. بر اساس گزارش ها، صبح روز چهارشنبه، در حاشیه جلسه علنی مجلس، افراد مسلح وارد مجلس شدند و شروع به تیراندازی کردند. طبق گزارشات بدست آمده، در این تیراندازی، تعدادی کشته و مجروح شده اند.

پس از حوادث خونبار ۱۱ سپتامبر در آمریکا، و متعاقب آن، حملات نیروهای ائتلاف به عراق و افغانستان با اعلام حق دفاع مشروع در خارج از مرزها، کشور عراق و افغانستان، برخلاف انتظارات، به آشوب طولانی مدتی کشیده شد و عوامل بنیادگرای اسلامی، از سراسر منطقه برای جنگ با نیروهای ائتلاف  شکل گرفتند و تا سالهای بعد نیز وضعیت امنیتی در این دو کشور کم و بیش، به همین منوال بود. به دنبال این تحولات، موج بهار عربی با هدف اعتراض به حکومت های خودکامه منطقه با شدتی باور نکردنی برخواست و بسیاری از کشورهای منطقه را درگیر خود کرد اما دیری نپایید که با مقاومت حاکمان این کشورها، اعتراضات مسالمت آمیز جای خود را به آتش و خون و خشونت داد؛ خشونت و ناامنی ای که تا همین امروز دامنگیر بسیاری از کشورهای منطقه است. اما در این میان، این تنها جمهوری اسلامی بود که با غرور و افتخار، از امنیت و ثبات در کشور سخن می راند و دستگاه های امنیتی کشور، ایران را با ثبات ترین و امن ترین کشور منطقه می خواندند. نه تنها دستگاه های امنیتی ایران، بلکه بسیاری از فعالین سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا، دقیقا با همین استدلال، تلاش می کردند به منتقدین نظام ثابت کنند که باید قدر نظام موجود را دانست و کمتر ناسپاسی کرد. حتی برخی تا آنجایی پیش رفتند که در ایامی که مذاکرات میان ایران و اروپا بر سر برجام در جریان بود، فعالین حقوق بشر را بخاطر انتقاداتی که از نظام می کنند به شدت مورد انتقاد قرار می دادند و حتی اعلام می کردند که هشدار فعالینی همچون شیرین عبادی به اروپا و آمریکا مبنی بر عدم معامله بر سر حقوق بشر با جمهوری اسلامی و درخواست آنها از غرب مبنی بر نادیده نگرفتن حقوق بشر مردم ایران در جریان مذاکرات هسته ای، خیانت به ملت است و هیزم به آتش جنگ ریختن!! رویای ثبات و  خیال خام امنیت، اتهام جنگ طلبی را برای فعالین همیشه جنگ ستیزِ حقوق بشر، به ارمغان آورده بود و برخی اصلاح طلبان در حمله به فعالین حقوق بشر، با اصولگرایان هم جبهه شدند.

باری، حملات تاسف بار تهران نشان داد که خطر امنیتی در کشور بسیار جدی تر از آنی است که باور داشتیم. ظاهرا گروه دولت اسلامی شام و عراق، مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است. اگر این خبر را منطبق بر واقع بپنداریم این سوال مطرح می شود که آیا عربستان سعودی که اخیرا با جمهوری اسلامی دچار تنش های بزرگی شده است می تواند در این حوادث نقشی داشته باشد؟ عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان مدعی شده است که ایران به خاطر دخالت در امور کشورهای منطقه و حمایت از تروریست‌ها باید مجازات شود و تفکرات سیاسی ایران قابل قبول نیست! آیا حوادث امروز، به گفته وزیر خارجه عربستان، مجازاتی برای ایران نیست؟ آیا نباید یکبار دیگر، مقامات کشور روابط خود با عربستان سعودی را بازبینی و عقلانی تر کنند تا مانع یک چنین اقداماتی شوند؟

اگر ادعای داعش را فقط بلوفی سیاسی بدانیم احتمال دیگری که به ذهن خطور می کند ناامن کردن عامدانه ی کشور برای ضربه زدن به دولت روحانی و بستن فضای سیاسی به بهانه نگرانی های امنیتی است که به احتمال زیاد، با هدایت داخلی اقتدارگرایان انجام شده است. هر یک از این دو احتمال را بپذیریم یک واقعیت مسلم وجود دارد و آن این است که رویای ایرانِ باثبات و امن، بس آشفته است و نه تنها همه مقامات امنیتی برای امن تر کردن فضا باید تلاش های جدی تری بکنند بلکه هیچ کسی، دیگر نمی تواند به بهانه حفظ ثبات و امنیت، منتقدِ فعالیت های بشردوستانه ی فعالین حقوق بشر گردد و آنها به ثبات زدایی از کشور متهم نماید.

همه نظرات نویسنده لزوما مورد تایید سایت ندای آزادی نمیباشد.


اشتراک گذاری

     Balatarin