برگزاری آیین نکوداشت زنده یاد دکتر ابراهیم یزدی در دانشگاه تهران

Filed under خبر متحرک, سرخط اخبار, گزارش

ندای آزادی: مراسم نکوداشت زنده یاد دکتر ابراهیم یزدی به مناسبت چهلمین روز درگذشت ایشان در دانشگاه تهران برگزار شد.

Yazdi_40_ILNA_07

به گزارش روزنامه اعتماد، مشروح این نکوداشت بشرح زیر است:

هشتاد سال آزادگی عنوان مراسمی بود که انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران عصر روز سه شنبه در سالن شهید چمران دانشکده فنی این دانشگاه به مناسبت چهلمین روز درگذشت دکتر ابراهیم یزدی ترتیب داده بود. در این مراسم مهندس محمد توسلی از یاران دیرین ابراهیم یزدی به وضعیت دانشگاه‌ها پیش از انقلاب اسلامی اشاره کرد و به نقش چهره‌هایی چون مهندس بازرگان و دکتر سحابی و مرحوم آیت‌الله طالقانی در شکل‌گیری گفتمان روشنفکری دینی و توسعه ملی پرداخت. همچنین محمود صادقی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی مرحوم یزدی به نگاه امام خمینی و رهبر انقلاب به مرحوم یزدی و همفکرانش اشاره کرد و بر ضرورت حضور همه چهره‌های دلسوز ملت و انقلاب در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی تاکید کرد.

لازم به ذکر است در این جلسه شماری از چهره‌های سیاسی و فرهنگی چون لطف‌الله میثمی، عباس امیرانتظام، هرمیداس باوند، احمد زید‌آبادی و آذر منصوری حضور داشتند.

در ادامه گزارشی از این نشست از نظر می‌گذرد:

در ایران ماند و پایداری کرد

آشنایی یزدی با نهضت خداپرستان سوسیالیست

مهندس محمد توسلی – فعال ملی مذهبی (دبیر کل نهضت آزادی ایران)

مهندس محمد توسلی به عنوان سخنران نخست این نشست، در مقدمه سخنان خود در معرفی ابراهیم یزدی گفت: دکتر یزدی از جمله پایه‌گذاران انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و از فعالان جنبش دانشجویی بودند و نه تنها در دوران دانشجویی بلکه تا پایان عمر خودشان همواره در کنار جنبش دانشجویی بودند. من در فرصت کوتاهی که در اختیار دارم، نخواهم توانست به بررسی عملکرد شصت ساله ابراهیم یزدی بپردازم و در این فرصت تنها به بخش کوچکی از تلاش‌های وی خواهم پرداخت.

توسلی در ادامه سخنان خود به طرح مساله اهمیت «نهادهای دانشجویی در توسعه ملی» پرداخت و اضافه کرد: بررسی تاریخ هفتاد ساله جنبش دانشجویی در ایران نشان می‌دهد این جریان‌های مدنی چه جایگاهی در توسعه ملی داشته‌اند و به همین ترتیب مشخص می‌کند این نهاد امروز چه جایگاهی در توسعه ملی دارد و چه جایگاهی می‌تواند داشته باشد.

این فعال سیاسی با اشاره به سوابق سیاسی و دانشجویی دکتر یزدی گفت: یزدی از سال ١٣٢۶ با نهضت خداپرستان سوسیالیست آشنا می‌شود و در سال ١٣٢٨ وارد دانشگاه تهران می‌شود. ورود او به دانشگاه تهران با تحولات سال‌های ١٣٢٩ – ملی شدن صنعت نفت – و ٢٨ ماه نخست وزیری محمد مصدق همزمان می‌شود. او در این مدت همواره به عنوان یکی از دانشجویان فعال شناخته می‌شود.

محمد توسلی در همین رابطه اضافه کرد: از سال ١٣٢٠ گفتمان روشنفکری دینی نیز آغاز شده بود. یزدی از سال‌های ١٣٢۶ تا ١٣٣٢ با پیشگامان روشنفکری دینی آشنا شد. زنده‌یاد بازرگان، یدالله ‌سحابی و آیت‌الله طالقانی افرادی چون یزدی و چمران و عزت‌الله سحابی به عنوان نسل دانشجوی این دوران، در عمل این گفتمان را تقویت و در جلسات تفسیر آیت‌الله طالقانی و در سخنرانی‌های مهندس بازرگان حضور پیدا می‌کردند. یزدی در این محافل سخنران و مستمع بود.

دوران دانشجویی یزدی در دوران وی‍ژه‌ای از تاریخ ایران قرار داشت

توسلی با اشاره به وی‍ژه بودن این دوره از تاریخ ایران اضافه کرد: چه شرایطی در این دوران بود که دانشجویانی مانند یزدی توانستند، شخصیت‌شان را بارور کنند و در طول شش الی هفت دهه در یک نگاه راهبردی مطالبات تاریخی ملت ایران را پیگیری کنند. مطالباتی که یک‌بار در نهضت ملی ایران و بار دیگر در شعارهای انقلاب اسلامی ١٣۵٧ بر آن تاکید شد. این دانشجویان بدون آنکه تحت تاثیر فرهنگ غالب آن روز -که فرهنگ چپ مارکسیستی بود – قرار بگیرند، توانستند به‌طور راهبردی در راستای همان گفتمانی که خود ساخته بودند در عرصه‌های مختلف در داخل و خارج از کشور به وظایف خودشان عمل کنند.

وی افزود: یزدی در طول دوران فعالیت خود با کودتای ٢٨ مرداد روبه‌رو و با جریان نهضت مقاومت ملی آشنا شد. در دوره نهضت مقاومت ملی بین سال‌های ١٣٣٢ تا ١٣٣٩ تلاش می‌کرد تا رژیم کودتا استقرار پیدا نکند. یزدی در این دوران در کنار آیت‌الله سید رضا زنجانی، ‌آیت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان و سحابی و دیگر احزاب ملی فعالیت داشت. این دوران نقش تعیین‌کننده‌ای در تجربه سیاسی ابراهیم یزدی داشت. فضای سیاسی این کودتا و تعامل دانشجویان با فعالان سیاسی آن زمان سبب شد، زمینه شکل‌گیری جبهه ملی دوم و توسعه جنبش دانشجویی در ایران ایجاد شود.

توسلی اضافه کرد: دکتر یزدی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می‌روند؛ هرچند دکتر یزدی در عرصه‌های مختلف فعال بودند اما عمده تمرکز وی بر توسعه فعالیت‌های دانشجویی بود. از همین رو تلاش وی در پایه‌گذاری انجمن اسلامی دانشجویان در امریکا و کانادا منجر به ایجاد بستری فرهنگی در فضای امریکا که بسیاری از دانشجویان ایرانی در آن عضویت داشتند، شد.

دانشگاه مستقل، توسعه شخصیت دانشجو

محمد توسلی سپس به طرح سوالی پرداخت و گفت: سوال کلیدی من این است که جامعه ما در آن زمان چه شرایطی داشت که اجازه می‌داد تا انجمن‌های اسلامی دانشجویان و به‌طور کلی دیگر طیف‌های دانشجویی چهره‌هایی مانند ابراهیم یزدی را به جامعه معرفی کنند؟ آنچه برجسته است این که مدیریت دانشگاه در آن زمان از استقلال نسبی برخوردار بود.

توسلی با اشاره با تجربه و خاطرات خودش از محیط دانشگاه تهران و دانشکده فنی در دوران تحصیلی‌اش در همین دانشگاه گفت: من فراموش نمی‌کنم، در بهمن سال ١٣۴٠ که کماندوها به داخل دانشگاه حمله کردند، رییس دانشگاه بلافاصله بیانیه داد و ماجرای حمله کماندوها را در نامه اعتراضی منعکس کرد و استعفا داد تا به مساله رسیدگی شود. در سال ١٣٣٣ وقتی اساتید دانشگاه نامه‌ای در مخالفت با قرارداد کنسرسیوم امضا کردند، ریاست دانشگاه دکتر سیاسی – احکام آنها را امضا نکرد که به استعفای آنها منجر شد. بنابراین انجمن‌های اسلامی دانشجویان و مابقی نهادهایی که به عنوان جنبش دانشجویی حضور داشتند در چنین فضای آزادی در دانشگاه توانستند شخصیت خود را شکل دهند و این فضا موجب شده بود آنها اینگونه توسعه فرهنگی – اجتماعی پیدا کنند. بنابراین یکی از پارامترهایی که زمینه‌ساز شکل‌گیری شخصیت چهره‌هایی مانند یزدی می‌شد، فضای دانشگاه آن زمان بود.

وی در همین رابطه افزود: عامل دیگری که در شکل‌گیری این نسل موثر بود گفتمانی بود که آنها در شهریور ١٣٢٠ مطرح کردند و این گفتمان در تمام مراحل همراه‌شان بود و آنها تا پایان عمر در آن گفتمان ایستادگی کردند.

فرهنگ استبدادی و خرافات – دو مشکل جامعه ایران

وی اضافه کرد: این گفتمان دو محور اصلی داشت. نگاه مهندس بازرگان این بود که مشکل جامعه ما در دو محور خلاصه می‌شود؛ از نظر او زمینه فرهنگ ایران استبدادی بود و مساله دوم خرافاتی بود که در جامعه وجود داشت. بحث استبدادی بودن زمینه‌های فرهنگی ایران به تفصیل در آثار بازرگان وجود دارد. در نگاه اول نظام استبدادی در تار و پود شخصیت ایران اثر گذاشته است. ‌روحیه تک‌روی، خودخواهی و خودبرتربینی اجازه نمی‌دهد جامعه کارجمعی کند و توان خودش را هم‌افزا کند و این یک عامل بازدارنده برای توسعه کشور است. این محور در نگاه بازرگان از دهه ١٣٢٠ تا پایان عمرش کاملا منعکس شده است. اوج این گفتمان در مدافعات بازرگان در دادگاه نظامی سال ۴٢ و ۴٣ آمده که وی در آنجا این مساله را باز می‌کند و شرح می‌دهد که چرا ما گرفتار استبداد شده‌ایم.

فکر می‌کنم در آثار بعد از انقلاب در سه جلد انقلاب اسلامی و بازیابی ارزش‌ها کاملا منعکس شده است و ایشان در این آثار مصادیقی را مورد بررسی قرار داده‌اند.

نتیجه این محور اقداماتی است که در سال ٣٣ و ٣۴ به عنوان “متاع” صورت می‌پذیرد و نهادهای انجمن‌های اسلامی مهندسین، پزشکان، معلمان و نهادهایی مانند شرکت انتشار و نهادهای صنعتی شکل می‌گیرند و این بستر فراهم می‌شود تا آنها بتوانند در این نهادها با همدیگر همکاری کنند و خصلت‌های فرهنگ استبدادی را از خود دور کنند و با کار جمعی آشنا شوند. اما محور دوم، ‌بحث خرافاتی است که جامعه را متاثر کرده است. از همان ابتدا یکی از راهبردهای طالقانی و بازرگان پرداختن به این مشکل دیرینه و تاریخی جامعه ما، با راهبرد بازگشت به قرآن بود.

توسلی با اشاره به اینکه بازرگان از جمله چهره‌های موثر در زندگی ابراهیم یزدی بود، اضافه کرد: شاید لازم باشد اشاره کنم که مهندس بازرگان دو ویژگی داشتند. ایشان با تاریخ ایران آشنا بودند، هرچند جامعه شناس نبودند اما آثار او را وقتی برخی جامعه شناسان بررسی کردند، اذعان داشتند که ایده‌ها و آثار او کاملا مبتنی بر مبانی نظری جامعه‌شناسی است. بازرگان با جوهره تمدن غرب هم آشنا بود. بازرگان در دوران تحصیل خود در فرانسه به دنبال فهم جوهره تمدن غرب بود. بنابراین زمینه‌های فکری بازرگان متاثر از نگاه عمیق او به قرآن و تاریخ ایران و همچنین فهم جوهره فرهنگ غرب بود.

این زمینه‌ها موجب می‌شود که بازرگان و یاران ایشان در طول بیش از هفتاد سال گذشته تحت تاثیر فرهنگ غالب زمانه قرار نگیرند، مانند سال‌های دهه ٢٠ تا ابتدای انقلاب که فرهنگ مارکسیستی در عرصه عمومی حاکم بود. به نظر می‌رسد، ‌این نسل هم علقه ملی و هم علقه دینی دارد.

یزدی به خاطر علایق ملی خود در ایران ماند

توسلی اضافه کرد: ‌شما ببینید در سال‌های گذشته چه شرایط سختی بر یاران دکتر یزدی گذشت؛ اما با وجود آنکه می‌توانستند در خارج از کشور زندگی آرامی داشته باشند، تمام هزینه‌ها را تحمل کردند و به خاطر علایق ملی خود ماندند. این نیرویی بود که افرادی مانند دکتر یزدی، چمران و بازرگان را در کشور نگه می‌داشت.

محمد توسلی اضافه کرد: سوال کلیدی این است که چرا نسل نخبه ما مهاجرت می‌کنند؟ چه دلایلی وجود دارد که نخبگان ما در کشور نمی‌مانند اما نخبگانی مانند یزدی و بازرگان می‌مانند تا بتوانند مشکلات را حل کنند. بسیاری می‌گویند ما می‌رویم و هر وقت مشکلات حل شد، ‌باز خواهیم گشت. اما چرا دکتر یزدی نرفت!؟ به نظر پایداری دکتر یزدی به زمینه‌های شخصیتی او باز می‌گردد که از آنها شخصیت‌های مقاوم و پایدار ساخته است.

محمد توسلی در بخش پایانی سخنانش تاکید کرد: مدیران کوشش کنند فضای دانشگاه‌ها متناسب با نیاز تربیت مدیران لایق باشد و خودشان بتوانند مدیرشان را انتخاب کنند و به‌علاوه فضای دانشگاه‌های ما باید باز باشد تا نهادهای مدنی و جنبش دانشجویی بتواند در داخل دانشگاه شکل بگیرد و دانشجویان در کنار آموزش علمی بتوانند شخصیت سالم، متعادل و خلاقی پیدا کنند و علقه‌های دینی و ملی در آنها به وجود آید تا بتوانند مشکلات را تحمل کنند و در ساماندهی ایران و برنامه‌های توسعه کشور مشارکت داشته باشند.

Yazdi_40_ILNA_01

دغدغه یزدی؛ نهادسازی و توسعه ملی

محمود صادقی – نماینده  مجلس

گزیده ای از سخنان محمود صادقی را ادامه ملاحظه میخوانید:

محمود صادقی در آغاز بحث خود ابراهیم یزدی را یکی از پیشگامان نهضت ضد استبدادی مردم ایران خواند و گفت: طنز تلخ روزگار این بود که مردی که زمانی متهم به غرب‌گرایی و رابطه با امریکا شد، در لحظات آخر عمر موفق نشد ویزای امریکا را بگیرد و این نشانگر آن است که چقدر آن برچسب‌ها نادرست بودند و از سر خیرخواهی اطلاق نشده‌اند.

وی ویژگی‌های شخصیت سیاسی ابراهیم یزدی را در سه محور نخست پیشتازی در همه عرصه‌های علمی، فرهنگی، دینی و سیاسی، دوم پرکاری و سوم مداومت و پیگیر بودن و ناامید نشدن از راه طولانی مبارزه خواند و گفت: مرحوم یزدی یکی از مصادیق بارز مفهوم قرآنی والسابقون الاولون است. فرهنگ اسلامی برای پیشگامان و پیشتازان ارزش فراوانی قایل می‌شود. ما اگر موافق برخی گرایش‌های ایشان هم نباشیم، اما انصاف اقتضا می‌کند که این پیشتازی و پیشگامی را ارج نهیم. بزرگانی چون مرحوم مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی پایه گذار حرکت جدیدی در دانشگاه ما بودند و توانستند دین را به عرصه جامعه بیاورند و در دانشگاه با قرائت و نگرش و تبیین جدید نسل جوان را با مفاهیم انسانی اسلام یعنی عدالتخواهی و آزادیخواهی و همچنین سازگاری علم و دین آشنا کنند، به خصوص که این مفهوم اخیر یکی از دغدغه‌های اصلی مرحوم بازرگان بود.

صادقی در ادامه گفت: مرحوم دکتر یزدی مثل مرحوم بازرگان اهل قلم بودند و زندگی نامه خودشان را در سه جلد به تفصیل نوشته‌اند که بسیار راهگشا است و سند مهمی برای علاقه‌مندان به تاریخ سیاسی معاصر ایران است. یکی از ویژگی‌های ایشان در طول زندگی نهادسازی است. ایشان در طول زندگی مدام در حال نهادسازی بودند، خواه زمانی که در ایران بودند و خواه وقتی که به خارج از ایران رفتند، به تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان امریکا و کانادا، انجمن اسلامی پزشکان امریکا و کانادا و نخستین مسجد در شهر بوستون پرداختند. مرحوم یزدی همچنین از موسسان جامعه مسلمانان بوستون و نخستین رییس آن بودند. آن طور که در منابع نقل شده این بزرگ‌ترین سازمان اسلامی در امریکا است. همچنین سازمانی که به اختصار “سماع” خوانده می‌شود، همچنین باید به تاسیس نخستین پایگاه آموزش جنگ‌های مسلحانه در مصر و جنوب و لبنان با همکاری جناب مهندس توسلی و شهید چمران اشاره کرد. اینها بخش کوچکی از اقدامات مرحوم یزدی در زمینه نهادسازی است و نشانگر اهتمام ایشان به فعالیت در قالب تشکل‌های سیاسی و مدنی است. این برای نسل ما بسیار درس آموز است.

صادقی در ادامه به انتصاب مرحوم بازرگان به نخست‌وزیری و فرمان امام خمینی اشاره کرد و گفت: امام خمینی در این فرمان که متعلق به ١۵ بهمن ١٣۵٧ است، نوشته‌اند: « بنا به پیشنهاد شوراى انقلاب، بر حسب حق شرعى و حق قانونى ناشى از آراى اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طى اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبرى جنبش ابراز شده است و به موجب اعتمادى که به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعى که از سوابق‌تان در مبارزات اسلامى و ملى دارم، جنابعالى را بدون در نظر گرفتن روابط حزبى و بستگى به گروهى خاص، مامور تشکیل دولت موقت مى‏نمایم.» این فرمان امام اشاره صریح اولا به ایمان راسخ آن مرحوم به مکتب مقدس اسلام و ثانیا اذعان به سوابق دیرینه و مبارزات ملی، مذهبی و اسلامی دارد…

تحلیل بازرگان از انقلاب

صادقی با اشاره به کتاب مهندس بازرگان یعنی انقلاب ایران در دو حرکت، گفت: ایشان در این کتاب انقلاب ایران را از دیدگاه دینامیکی و تحولی و حرکت به دو مرحله تقسیم می‌کنند: حرکت اول رو به مرکز و وحدت که این حرکت تا پیروزی انقلاب یا تعیین دولت موقت ادامه دارد و حرکت دوم گریز از مرکز و فرار از وحدت است که به زعم ایشان بعد از تعیین نخست‌وزیری و اعلام وزرا شروع می‌شود. مرحوم بازرگان عوامل مختلف این دو حرکت را در دو مرحله تحلیل می‌کند و تصریح می‌کند که این تفکیک به معنای تایید یکی و تخطئه دیگری نیست. ایشان از نگاه خودشان عوامل مختلف را تحلیل می‌کنند.

صادقی گفت: از نخستین عللی که مرحوم بازرگان در این کتاب برای تفرق معرفی می‌کند، سهم‌خواهی می‌داند. سهم‌خواهی گروه‌های مختلفی که به نوعی در انقلاب نقش داشتند یا خیر. ایشان می‌گوید وقتی دوران مبارزه و سختی است، خیلی‌ها کاری ندارند و عقب می‌نشینند، اما وقتی آثار پیروزی آشکار می‌شود، خیلی‌ها جلو می‌آیند و مدعی می‌شوند. از نظر مهندس بازرگان دیگر دلایل تفرق تحرکات نیروهای چپ بود که به خصوص دست به تحرکات نظامی زدند.

وی سپس با قرائت بخش‌هایی از کتاب انقلاب ایران در دو حرکت و برخی مقالات مهندس بازرگان که به فعالیت‌های ضد دولت گروه‌های چپ و به خصوص سازمان مجاهدین خلق اشاره داشت، گفت: از دید مهندس بازرگان اینها نقاط آغاز این تفرق است و مهندس بازرگان از دیگر عوامل را چنین بر می‌شمرند: تحریف شعار نه شرقی، نه غربی؛ تندروی و حرکات دیگر مثل انقلاب فرهنگی و مکتب‌گرایی و تضعیف نقش ملیت و غلبه دادن مکتب بر ملیت، انحصار‌گرایی، قدرت طلبی و اتفاقاتی مثل جنگ که این عوامل از دید مهندس بازرگان در حرکت دوم نقش داشتند.

روحانی؛ سردمدار خردگرایی

صادقی گفت: به نظر می‌آید مرحوم بازرگان با برشمردن این عوامل می‌خواستند نشان دهند که چگونه می‌توان دوباره به حرکت اول بازگشت. به نظر می‌آید نشانه‌های حرکتی که می‌توان آن را حرکت سوم خواند، یعنی نوعی همگرایی حداقل میان بخش‌هایی از جامعه ما اکنون شکل گرفته است که وجه مشترک این حرکت‌ها خردگرایی و اعتدال است. یکی دیگر از عواملی که مهندس بازرگان برای حرکت دوم مطرح می‌کند، بی‌تجربه بودن ما در ابتدای انقلاب بوده است. ملت ما تجربه مشارکت در دولت را نداشته است و دولت‌ها همیشه استبدادی بوده‌اند؛ غیر از مقطع کوتاهی در دوره مشروطه. اما انقلاب اسلامی ایران فرصت را برای مشارکت مردم در ساختن دولت ایجاد کرد، اما تجربه نداشتیم. به دلیل بی‌تجربگی بسیاری از نیروها صرف خنثی کردن یکدیگر شد. به نظر من در حال حاضر زمینه‌های مشهود و عیانی از تمایل به نوعی همگرایی در جامعه ما پدید آمده است. حرکت اعتدالی دولت فعلی نمونه بارزی از این است که این گرایش به اعتدال و عقل‌گرایی در مجموعه بدنه نظام ما رشد می‌کند و جای امیدواری است.

صادقی گفت: تقابل و رویارویی دو فکر در همان روزهای اول انقلاب وجود داشت، اما شرایط انقلابی اجازه درک عقل‌گرایی و اعتدال گروی را به نسل ما نمی‌داد. اما الان فردی مثل آقای روحانی سردمدار شعار میانه‌روی و اعتدال شده است و این با وجود همه ناامیدی که در جامعه ما به دلایل مختلفی تزریق می‌شود، جای امیدواری است که در بدنه نظام گرایش به سمت اعتدال و عقل‌گرایی بسیار قوی وجود دارد و امیدواریم در این دوره‌ای که به همت همه دلسوزان این مرز و بوم از دوره تندروی و افراط دولت‌های پیشین فاصله گرفتیم، دولتمردان ما از همه نیروها و ظرفیت‌ها استفاده لازم را برای ساختن این کشور ببرند.

وی یکی از علل نابسامانی‌های کشور در عرصه‌های اقتصاد و فرهنگ را شقه شقه کردن و محروم کردن بدنه مدیریت کشور از نخبگانی خواند که به دلایل مختلف هریک با انگی دور شده‌اند و گفت: ما در تصمیم‌سازی نه‌تنها از نیروهای اصلاح‌طلب بلکه از همه نیروهای کشور باید استفاده کنیم. یکی از ویژگی‌های مرحوم یزدی احساس مسوولیت نسبت به اجتماع و مایوس نشدن از ناملایمات بود. الان متاسفانه جو یأس و ناامیدی در جامعه دانشگاهی ما پدید آمده است و یکی از دلایل مهاجرت‌ها احساس دلسردی است و افراد کمتر حاضر می‌شوند برای رسیدن به هدف‌های آرمانی خودشان هزینه کنند. مرحوم یزدی همواره به صبر و بردباری سفارش می‌کرد.

بیشترین ناملایمات نسبت به این دوستان و نهضت آزادی وارد شد، اما ایشان دراین خاک ریشه داشتند و در این خاک ماندند و کوچ نکردند. از مرحوم بازرگان تا مرحوم سحابی و مرحوم یزدی و مهندس توسلی که الان در خدمت شان هستیم، اینها الگوهایی از امیدواری برای جامعه ما هستند که با وجود همه فشارها و محدودیت‌ها و به خصوص تهمت‌هایی که به ایشان وارد می‌شد، بردبار ماندند.

ناامید نشدند

صادقی در پایان گفت: ما می‌توانیم از تجارب امثال مرحوم یزدی استفاده کنیم و همه کسانی که عرق خدمت به این نظام و انقلاب و ملت و مرز و بوم و ایران را دارند، به حرکتی از جنس اول فرا بخوانیم. برای این فراخوانی همه باید گذشت کنیم، هم البته سیستم و حاکمیت باید انعطاف نشان دهد و هم نیروهایی که این ناملایمات را دیده‌اند. همه باید نگاه عفو و گذشت داشته باشیم تا بتوانیم در حد مقدور این تفرقی که بوده را به وحدت بدل کنیم؛ ولو در بخشی از بدنه جامعه و نظام. الان کشور در بسیاری از حوزه‌ها با چالش و بلکه ابرچالش مواجه است، مثل ابرچالش محیط زیست، کمبود آب و فساد سازمان یافته‌ای که متاسفانه در همه ارکان و قوای سه گانه رسوخ کرده و بخشی از آن ناشی از این است که همه‌چیز یک طرفه شده است. یعنی دستگاه‌هایی که برای نظارت تعبیه شده‌اند، خنثی می‌شوند و از کار می‌افتند. در چنین شرایطی ناظر و منظور یکی می‌شود و دستگاهی برای نظارت وجود ندارد. وقتی مطبوعات و رسانه‌ها اجازه نقد و انتقاد نداشته باشند و آزادی بیان نباشد، طبیعی است که فسادها انباشته می‌شود و کسی جرات بیان آنها را ندارد. لازم نیست برای مبارزه با فساد سازمان‌های عریض و طویل ایجاد کنیم، اگر همان نهادهای پیش‌بینی شده را آنگونه که در قانون مقرر شده پیاده کنیم، به‌طور خودکار فساد اجازه بروز نمی‌یابد. وقتی نماینده مجلسی که می‌خواهد نطق کند، شمشیر داموکلس شورای نگهبان را بالای سر خود احساس کند، نمی‌تواند رسالت خود را انجام دهد، بگذریم که در مرحله مقدماتی هم با فیلترهایی که اعمال می‌شود، کسانی که صلاحیت لازم را دارند، تایید نمی‌شوند. اما به هر حال جای این امیدواری هست و باید امثال مهندس بازرگان و دکتر سحابی و دکتر یزدی را الگوی خود کنیم که «فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب.» ایشان از هر کاری که فارغ می‌شدند، به کار دیگری می‌پرداختند و هیچگاه مایوس نمی‌شدند.

متن گزارش از: بامداد لاجوردی، محسن آزموده

Yazdi_40_ILNA_08

Yazdi_40_ILNA_06

Yazdi_40_ILNA_04

Yazdi_40_ILNA_03

Yazdi_40_ILNA_02


اشتراک گذاری

     Balatarin