کجایند فلسفه فرمایان؟!
محمد زنجانی

Filed under سرخط اخبار, مقاله

تا پیش از وقوع هر اعتراضی، بسیاری از “استاد”ان و نظریه پردازان، راهکارهای گوناگون برای عبور از شرایط بحرانی ارائه میدهند. اکثرا، با قلمی و یا چهره ای بسیار مطمئن به خود، بهترین و مدرن ترین شیوه های گذار را به تصویر می کشند. در بحث هایی که به درد یک درد از دو صد درد جامعه نمی آید سخنان آتشین میرانند و بسیار راضی از خود که “مسئولیت اجتماعی” و اینکه نقش “روشنفکر مسئول” را به خوبی اجرا کرده اند، رو به موضوعی دیگر برده، ادامه ی فلسفه بافی میدهند.

واژه ها در ادبیات این “انسان های محترم بی عرضه” لوث شد، از “گذار به دموکراسی” گرفته تا “نافرمانی مدنی” و “جنبش های خشونت پرهیز”. اکنون که اعتراضات مسالمت آمیز مردم به وحشیانه ترین شکل به خاک و خون کشیده شده و هر روز به فهرست “مهسا”ها اضافه میشود، چرا زبانهایشان لال و بیانیه هایی چند صد امضای شان بی مرکب شده است؟

هر عقل سلیمی قبول دارد که کم هزینه ترین راه برای عقب راندن حکومت اقتدارگرای ما، جنبشی خشونت پرهیز است. اینکه خونی ریخته نشود و داغی دیگر بر وجدان جمعی وارد نشود، اما، حاکمان و نیروهای تحت فرمانشان، گویی بویی از انسانیت نبرده اند و خشونت را به عریان ترین شکل خود به جامعه کشانده، بخاطر تار مویی، جوان ۲۲ ساله را بازداشت و ساعاتی بعد، پیکر بی جانش را تحویل می دهند.

مردم به جان آمده اند. اگر حاکمان مغرور امروز، اندکی و فقط اندکی به نارضایتی های مردم گوش فرا میدادند، شاهد چنین فجایعی بطور شبانه روز در کشور نبودیم. خشونت در هرشکلی محکوم است اما وقتی یگان های ویژه و پلیس و مزدوران لباس شخصی، جز خشونت چیزی نمیدانند، آیا عملا میشود از خشونت پرهیز کرد؟ آیا توقع بردباری و هضم اهانت برای جوانان – بویژه جوانان دهه ۸۰ – کار آسانی است؟ آیا میتوان مردم معترض را برای عکس العمل (و نه عمل) خشونت آمیز محکوم کرد؟ آیا بیان حدیث و آیه و پندهای بی رونق اخلاقی از اتفاقات هزار سال پیش به کمک آلام امروز می آید؟ آیا میتوان بی قراری ماهی از آب گرفته شده را حمل بر ناآرامی ممتد کرد؟

بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران که ادعای سیاسی بودن ندارند و در مواقع عادی (وضعیتی تقریبا ناموجود در ایران!)، مشغول به کار و حرفه ی خود هستند، اما حداقل کاری که میتوانستند انجام بدهند را دادند، حمایت از مردم که لزوما به معنای حمایت از خشونت نیست اما چرا مشتریان پر و پا قرص نشریات گوناگون سکوت پیشه کرده اند؟ حداقل میتوانند پلیس و آمران خشونت را مخاطب قرار دهند. آیا اکنون وقت نقالی تاریخ و تکرار مکرر حوادث گذشته است؟ چرا مدعیان “اصلاح طلبی” که انصافا بسیاریشان انسانهای موجه از بعد اخلاقی و اقتصادی میباشند، در این برهه ساکت اند؟ آیا از “اصلاح طلبی” ناامید شده اند و یا اینکه واقعیات و عینیات با توهمات روشنفکر مابانه ی آنها در تضاد شدید است؟ و در خوشبینانه ترین شکل، آیا شدیدا تحت فشاراند؟

فشار حکومت بر فعالین سیاسی غیر قابل کتمان است. اما تقید به مسئولیت اجتماعی هزینه بر است. پس چرا خاموشند صداهایی که وقتِ آرامش، راه های رسیدن به مدینه ی فاضله را تجویز می نمایند اما هنگامه ی عمل، عافیت طلب شده اند. چند “مهسا”ی دیگر باید ازمیان برود تا وجدان این انسانهای “خوبِ به درد نخور” (Good For Nothing) اندکی به خود آید؟ آیا سابقه ی زندان و شکنجه های دوران پهلوی و جمهوری اسلامی را اعتبار خود دانسته و بر این باورند که به اندازه ی کافی هزینه داده اند و اینک “مصلحت” نیست از کنج عافیت بیرون آیند؟

خشم مردم را با هر نظریه ی جامعه شناسی و روانشناسی بسنجیم، نتایج قابل فهمی بدست خواهد آمد. بروز خشم مردم، تایید خودِ خشم بعنوان یک احساس، قطعا مورد تایید نیست اما دلایل ایجاد چنین حالاتی در جامعه کاملا شفاف و گویاست.

وقتی جامعه همه ی ناملایمات را تحمل می کند – جنگ، تحریم، تبعیض، فساد گسترده ی مالی، انحطاط کرامت انسانی، حق کشی و… – آیا از چنین جامعه ای میتوان انتظار صبر بیشتر داشت؟ این سخن، نه به مفهوم تایید خشونت، که تلاشی برای فهم “واکنش” های جامعه است.

آیا وقت آن نرسیده است که اصلاح طلبان واقعی و نه فرصت طلبان هرجایی، همت کنند و با اعلام حمایت از خواسته های مردم، به خشونت های اعمال شده از جانب حاکمیت اعتراض نموده و از سقوط خورده نظم موجود تلاش کنند؟


اشتراک گذاری

     Balatarin

Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /homepages/41/d939110942/htdocs/Nedayeazadinet/wp-includes/class-wp-comment-query.php on line 399