احمد صدر حاج سيد جوادي

بسم الله الرحمن الرحيم

و به نستعين

احمد صدر حاج سيد جوادي فرزند مرحوم سيد علي (صدر المعالي) فرزند مرحوم حاج سيد حسين مجتهد خياباني (حاج سيد جوادي) كه طبق جزوه شجره طيبه تأليف مرحوم سيد حسن دبير حاج سيد جوادي تا سي و چند نسل قبلي به شهيد زيدبن علي بن حسين (ع) پيوند يافته است. در محرم سال 1335 قمري مطابق با 1296 در قزوين در منزل جد خود- جنب اداره شهرباني- تولد يافته است. حاج سيد حسين از شاگردان خاص مرحوم آخوند كاظم فر رساني در نجف اشرف بوده كه پس از اتمام تحصيلات خارج حوزوي به قزوين مراجعت و مرجع عالم بود. جد اعلاي آنها مرحوم مير اوليا و فرزندش مير ابراهيمي اوايل سلطنت صفوي از تبريز به قزوين مهاجرت و در آنجا سكونت كرده و قضاوت اهالي به آنها محول گرديده بود كه همچنان تا اواخر سلطنت قاجاريه ادامه يافت. يكي از فرزندان مير ابراهيمي مرحوم حاج سيد عبدالجواد بوده كه حاج سيد جوادي از نام او نشأت گرفته و همه اجداد اين خانواده از عالمان دين بوده و اعضاء آنها تاكنون علاوه بر قزوين در مصر و هند و شيراز و مشهد و غيره پراكنده‌اند. آرامگاه مير اوليا و مير ابراهيمي در مقبره‌اي در ميدان جديد الاحداث جنوب شهزاده حسين قرار دارد كه ساختمان مزبور به علت قدمت اثر (از زمان صفويه) همچنان تنها ساختمان باقي مانده در آن ميدان است. آرامگاه مرحوم سيد عبدالجواد و فرزند او مير حسين (استاد مرحوم سيد بحرالعلوم از استاد به فضل و دانش و تقوي ياد مي‌كند) در شمال شهزاده حسين در مقبره‌اي وسيع قرار دارد كه غالب اين خانواده در آنجا مدفون هستند.

سيد احمد سال‌ها مدرسه ابتدايي و سه ساله متوسطه را در مدرسه اميد قزوين- جنب شهرباني- و دوره دبيرستان پهلوي به پايان برده و به موازات آن دروس مقدمات حوزوي را در مدرسه قديمي التفاتيه قزوين فرا گرفته و به علت فقدان دوره دوم دبيرستان به تهران عزيمت نموده و در دبيرستان ثروت رشته علمي به دريافت ديپلم علمي و سال بعد به دريافت ديپلم ادبي توفيق يافته است. دوره چهارساله دانشكده حقوق رشته قضايي و سياسي را در دانشگاه تهران سپري كرده و با گرفتن دو ليسانس و سپس گذرانيدن دوره دانشكده افسري (صنف توپخانه) تهران براي انجام خدمت وظيفه به دريافت درجه ستوان دومي احتياط نائل شده و در اسفند 1322 وارد خدمت قضايي دادگستري گرديده است كه ابتدا به دادياري دادسراي شهرستان رشت و بعد بازپرسي آن منصوب شده است كه در اين دوره پرتلاطم گيلان و درگيري‌هاي بسيار زياد حزب توده آن خطه به علت توقيف توده‌اي‌ها و رسيدگي به پرونده آنها به دادگستري اراك منتقل و در آنجا سمت رياست شعبه 2 دادگاه‌هاي عمومي شهرستان را يافته (1325 شمسي) و چندي بعد به سمت دادستاني شهرستان ساوه (1326 شمسي) به ساوه رفته و سپس رياست دادگستري آن شهرستان را يافته است (28- 1327). در اوايل سال 1328 شمسي با سمت ابتدا دادياري دادسراي تهران و سپس بازپرسي دادسرا به تهران منتقل شده است.

در سمت بازپرسي ديوان در غالب استان‌هاي كشور (تبريز- اصفهان- سيستان) مأموريت رسيدگي به جرائم كاركنان دولت و شهرداري‌ها و غيره را به علاوه سمت بازرسي كل كشور داشته است. (1329- 1340)

مخصوصاً در استان خراسان حدود 10 ماه توقف (هنگامي بود كه در هر استان يك بازپرس ديوان و بازرسي كل كشور توقف) داشته و به شكايات واصحه و اتهامات منتسبه بالاخص در آستان قدس رضوي رسيدگي مي‌كرده است.

فعاليت سياسي صدر از هنگام ورود به تهران و درك محض مبارك حضرت آيت الله آقاي حاج سيد رضا زنجاني رحمه الله عليه و در دوران طلائي حكومت مرحوم دكتر محمد مصدق شروع گرديد. و پس از كودتاي 28 مرداد و حكومت علي مصدق و تشكيل نهضت مقاومت ملي ايران به رهبري آيه الله زنجاني به آن نهضت پيوسته و كميته ادارات آن نهضت را با عضويت مهندس نيكومنش و مهندس اقليدي و مرحوم ذوالنصر و امير حسين پولادي تشكيل داده و در فعاليت مبارزاتي از قبيل حضور در اجتماعات و تظاهرات و اعتصابات و همكاري در نشر راه مصدق و اعلاميه ديگر و پخش آنها و تهيه متن‌هاي سياسي و عليه ديكتاتوري با كمك برادرش دكتر علي اصغر حاج سيد جوادي فعاليت مداوم و متمادي داشته است.

در اوايل سال 1340 با تشكيل كنگره جبهه ملي دوم و اختلاف نظر فيمابين اعضاء استقلال فكري نمايان آيت الله طالقاني و مهندس بازرگان و دكتر سحابي كه منجر به كناره‌گيري آنان از كنگره جبهه ملي ايران گرديد و موضوع تجمع دوستان همفكر كه علاوه بر فعاليت ملي ميهن ملاحظات جنبه‌هاي مذهبي نيز ضروري و حتمي است مطرح و تشكيل جمعيت جديدي ضروري و لزوم به نظر رسيد. صدر از ابتداي مباحثات و نتيجه‌گيري و انتخاب نام نهضت‌آزادي ايران و عضويت در آن از طرف دوستان هم عقيده در دو جلسه شركت داشته و جلسه دوم در منزل او و استخاره آيت الله طالقاني براي عضويت در اين تشكيلات و خوب آمدن استخاره برگزار شده و جزء مؤسسين نهضت محسوب بوده است، النهايه به لحاظ رعايت شغلي كه قانوناً قاضي دادگستري را ممنوع از شركت در احزاب نموده بود نام صدر مختفي گرديد.

در ارديبهشت ماه سال 1340 با تشكيل حكومت دكتر اميني و وزارت مرحوم سيد رحمت الله عليه صدر به دادستاني عمومي شهرستان تهران منصوب گرديد. در طول سمت دادستاني كه حدود يك سال و نيم طولاني بود غالب پرونده‌هاي اتهامي طرفداران دربار و افراد در رأس هيئت حاكمه مخصوصاً مسائل مالي آنها نظير پرونده ساختمان سنا كه مهندس فروغي (هم بازي شاه) و كياني رئيس شركت سيوند و مهندس كه پسرخاله سرلشگر نصيري بود (مهندس صفايي) و همه از طرفداران دربار بودند و درياني در تخلفات مالي و داوريان و غير هم از احزاب به دستور صدر توقيف و پرونده‌ها مورد تعقيب قرار گرفتند كه غالباً اتهامات آنها ثابت و منجر به صدور ادعانامه از طرف دادستان گرديد و مخصوصاً در پرونده ساختمان سنا (مجلس شوراي بعدي كنوني) مأموريت و وساطت دكتر ارسنجاني از طرف دربار به جايي نرسيده و35 تومان اختلاس متهمين به وسيله كريمي‌پور بازپرسي ثابت گرديد ولي غالب پرونده‌ها با استعفاي دولت و بركناري مرحوم الموتي و صدر در مراحل معوق و بعد بلا اثر باقي ماند. پرونده مهم ديگري كه اتمام سرلشگر آزموده و توقيف او (كه دادستان دادگاه دكتر مصدق بود) و شور و هيجان و خوشحالي شديدي بين مردم ايجاد كرده بود و آقاي دكتر مصدق عكس امضا شده خود را به نام صدر فرستادند و تشكر كردند و آقاي مهندس ميثمي در خاطرات خود نوشته است كه: «صدر حاج سيد جوادي دادستان تهران) آزموده زير اين جز نوشته بود: يكي از آدم‌هاي بسيار خطرناك است و بايد با او برخورد جدي كرد» (خاطرات ميثمي ج ا/ 79). آقاي گلستانيان وزير دادگستري قبلي نيز در خاطرات خود نامي از صدر ياد كرده است كه در سفر خراسان براي رسيدگي به يك پرونده آستان قدس رضوي آمده بود و با صدر در آنجا تماس داشته است. و همچنين در جريان توقيفات زياد مبارزين و طرفداران دكتر مصدق در حكومت نظامي و دادرسي ارتش مراتب از طرف صدر و دادستان تهران مورد سؤال از آن دستگاه‌ها و اعتراض به غير قانوني بودن بازداشت‌ها قرار مي‌گرفت و آزادي آنها را خواستار مي‌شد. او در زندان شهرباني با مرحومين آسايش و رادنيا از مبارزين نستوه عليه دربار بلافاصله به دربار از طرف سازمان امنيت گزارش گرديد مراجعه پايان سران جبهه ملي هنگام تحصن در مجلس به آقاي دكتر علي آبادي دادستان كل چون او قادر به سؤال بود از صدر مي‌خواست اقدام كند كليه اين اقدامات به حدي رسيد كه خشم دربار و شاه را برانگيخته بود و بلافاصله پس از سقوط حكومت دكتر اميني و كناره‌گيري مرحوم الموتي صدر نيز منتظر خدمت و از كار بركنار شد. ادامه انتظار خدمت ناچار منجر به بازنشستگي قبل از موعد صدر گرديد كه باز هم به علل مخالفت سازمان امنيت و دستگاه‌هاي حاكم تقاضاي صدور پروانه وكالت او بيش از يك سال و نيم طول كشيد تا اينكه كانون وكلا آن پروانه را صادر نمود. (1346 شمسي)

در مبارزات آقايان روحانيون كه در دهه 50 شروع شده بود آقاي هاشمي رفسنجاني براي تعيين وكيل جهت هر يك از آقايان زنداني يا تبعيدي تنها و مرتباً به صدر مراجعه مي‌نمود و صدر هم با وكلاي دادگستري امثال آقاي دكتر بشري آقاي دكتر تابنده آقايان دكتر لاهيجي دكتر متين دفتري حسن نزيه منوچهر مسعودي و اعتصام و خود صدر هم آهنگي مي‌كرد و وكالتنامه‌هاي ارسالي از طرف آقاي هاشمي رفسنجاني پس از امضاء وكلاي تعيين به آنها از طرف صدر تسليم مي‌گرديد از جمله افرادي كه وكالتشان با خود صدر بود آيت الله خامنه‌اي (كه صدر اصرار داشت آقاي سيد محمد خامنه‌اي وكيل شده‌اند بهتر است در دفاع برادرشان شركت كنند آقاي هاشمي با مشورت از طرف آقاي خامنه‌اي نپذيرفتند) آيت الله مهدوي كني- حجت الاسلام خلخالي فرزندان آقاي آيت الله موسوي اردبيلي- آيت الله مشكيني- حجت الاسلام رباني شيرازي و عده‌اي ديگر و حجت الاسلام احمدي فروشاني در اصفهان و آقايان دستغيب در شيراز كه خود براي دفاع از آنها به شيراز رفت و در محاكمه شركت كرد.

صدر براي دفاع از آقاي خامنه‌اي و شيخ علي تهراني و آقاي نوري كه يك پرونده داشته دوبار با هواپيما به مشهد رفتند و دفعه دوم هنگام محاكمه عده 10 تا 15 نفر از وابستگان به سازمان امنيت جلوي در دادگستري جمع شده و شعار مرگ بر خامنه‌اي مرگ بر صدر حاج سيد جوادي مي‌دادند پاسبان مأمور جلوي درب دادگستري مطلع شده كه آنها قصد كنك كاري مفصل هنگام خروج از آنجا را داشتند مراتب را به آقاي تيمورتاش رئيس دادگاه جنائي (محل محاكمه) اطلاع داد و ايشان با عجله جلسه را (با رضايت صدر) تجديد كرد و صدر را با دو مأمور از درب پشت دادگستري به خارج و به تاكسي رسانيدند. صدر جزو مؤسسين انجمن طرفداران حقوق بشر و نيز دفاع از زندانيان سياسي بود كه در جمعيت طرفداران حقوق بشر دايره حقوقي آنها اداره مي‌كرد و از دستگاه‌ها به خاطر زنداني شدن افراد سؤالات متعددي مي‌نمود و بازداشت و محاكمه آنها را تعقيب مي‌كرد و نيز از طرف اين جمعيت هنگام حمله و هجوم اراذلي و اوباشي يا مأمورين سازمان امنيت در شهرستان‌ها به نمايندگي از آن جمعيت به چند شهرستان سفر كرد. (با همراهي افراد ديگر از نمايندگان نويسندگان يا كانون وكلا يا جمعيت‌هاي ديگر) كه از آن جمله بود سفر به مشهد سفر به قزوين و به نجف آباد كه در نجف آباد به اتفاق دو نفر نماينده ديگر جمعيت‌ها و وزارت دادگستري و يك خارجي و چند نفر ديگر مواجه با برخورد شهرباني و جلب صدر و دكتر متين به اداره شهرباني و تحت نظر بودن سه ساعت در آنجا كه نتيجه با تلفن وزارت دادگستري از مركز آزادي يافته و به تهران مراجعت كردند (آذر 57) و گزارش براي اطلاع عموم دادند.

مراجعه غالب منجرين خارجي و برقراري مصاحبه آنها با مطلعين از مسائل سياسي در تهران با صدر بود كه در منزل خود يا محل‌هاي ديگر اين مصاحبه‌ها انجام و در روزنامه‌هاي خارجي منعكس مي‌گرديد. يكي از مصاحبه‌هاي جالب انجام گرفت كه مي‌خواست با يكي از شكنجه‌شده‌ها در زندان ملاقات كنند كه مرحوم لاهوتي به اتفاق آقاي هاشمي رفسنجاني در ماشين صدر ملاقات كرد. و در طول راه اتوبان كرج موضوع شكنجه‌ها از طرف سؤال مي‌شد و مرحوم لاهوتي جواب مي‌دادند و با آشنايي مختصر صدر به زبان فرانسه او ترجمه مي‌كرد و اين قسمت از گفتار لاهوتي براي آن خبرنگار بسيار جالب بود كه لاهوتي گفت من و پسرم در زندان بوديم و بازجويان براي آنكه از لاهوتي و پسر ايشان حقايق و واقعيت را كشف كنند پسر را آورده و شلاق به دست مرحوم لاهوتي دادند كه فرزندش را شلاق بزند مرحوم لاهوتي با كراه تمام اولين ضربه را كه زده و پسرشان گفته است پدر آهسته بزن مرحوم لاهوتي گفت اگر آن موقع كاردي در دسترسم بود خود را مي‌زدم و از اين عذاب روحي خلاص مي‌شدم كه گويا از ايراد ضربات بعدي خودداري كرده‌اند يا وضع ديگري بوده كه در اينجا خبرنگار مزبور حيرت كرده بود و مي‌گفت شما اشتباه ترجمه نمي‌كني؟ گفتم نه عين اظهار خود ايشان است. اين مصاحبه در لوموند منتشر شد و انعكاس عجيبي داشت.

منزل صدر محل تجمع غالب آقايان روحانيون مخصوصاً ايام عزاداري و يا به بهانه آن و جلسات متعدد بحث و گفتگو در مسائل مختلف و براي تصميم‌گيري در قضاياي مهم در آن منزل تشكيل مي‌شد. و نيز صدر در غالب محاكماتي كه دانشجويان دانشگاه در دادگاه‌هاي جنايي تهران محاكمه مي‌شدند به اتفاق وكلاي ديگر شركت مي‌نمود. صدر در فعاليت‌هاي نهضت آزادي ايران پيوسته شركت داشته و هميشه عضو شوراي مركزي نهضت بوده و مخصوصاً پس از بازداشت آقاي مهندس عزت الله سحابي كه مأمور تماس با دوستان و نمايندگان نهضت در خارج از ايران بودند اين تماس به وسيله صدر برقرار گرديد كه در آمريكا با دوستان نهضتي مقيم آن كشور مخصوصاً آقاي دكتر يزدي و همچنين آقايان دكتر تقي زاده در لندن و قطب زاده و بني صدر در پاريس و آقاي صادق طباطبايي در آلمان و نيز در فروردين 1356 شمسي مأموريت يافت كه هنگام مسافرت به خارج با اين آقايان در تماس بوده و در هر محلي مشكلات مربوط به آن شهر يا كشور را بررسي و با دقت كامل رفع اشكال نمايد. هنگام مسافرت در آمريكا وفات مرحوم دكتر شريعتي اتفاق افتاد كه با آقاي احسان شريعتي فرزند آن مرحوم را براي حمل جنازه از لندن به سوريه با كمك‌ آقاي دكتر يزدي فرستاده و ديگر اقدامات لازم لزوم معمول داشت. در اواخر سال 56 و بهار و تابستان 57 با دوستان ديگر مانند آقايان ميناچي دكتر لاهيجي و فتح الله بني صدر با تشكيل جلساتي در تهيه پيش نويس قانون اساسي اقدام و حاصل تدوين شده را پس از آمدن آقاي خميني و به دستور ايشان به آقاي دكتر حبيبي كه از فرانسه ايشان هم شروع به تدوين كرده بودند تحويل دادند در تشكيلات جمعيت دفاع از آزادي و مخصوصاًً طرفداران حقوق بشر كه به وسيله آقايان دكتر سحابي و مهندس بازرگان پايه‌گذاري گرديد جزو مؤسسين و اعضاء اصلي و اداره كنندگان كميته حقوقي آنها و تعقيب پروند‌ه‌هاي زنداني سازان امنيت بود. با صدور دستور تشكيل شوراي انقلاب از طرف آقاي خميني صدر از اعضاي آن شورا بود كه در جلسات آن شركت داشت و فعاليت‌هاي لازم را اجرا مي‌كرد.

براي جلوگيري از هجوم ارتش به مردم و سعي و كوششي كه حقاً در اين راه از طرف آقاي مهندس امير انتظام اقدام مي‌شد گاهي با ايشان همراهي و شركت مي‌كرد (در ملاقات با آقاي نهرو نخست وزير هند و دادن دسته گل توأم با نامه‌اي كه آقاي علي اصغر حاج سيد جوادي خطاب به او تهيه كرده بود و همچنين در تهيه قاليچه هديه به شهر قهرمان اسكندريه فعاليت داشت).

صدر عضو هيئت اجرائيه موقت نهضت آزادي در دهه 40 بعد از بازداشت آقايان ديگر بود كه اعضا ديگر آن هيئت آقايان گلپروران و پرويز يعقوبي و مهندس صباغيان و ايام مختصري هم جلال الدين فارسي پس از آمدنش از خارج و يكي دو نفر ديگر بودند. آقاي فارسي گويا در خاطرات خود مقداري مطالب خلاف واقع نوشته است) در استقبال آقاي خميني هنگام ورود ايشان به تهران به اتفاق آقايان طالقاني و مهندس بازرگان و دكتر سحابي و ملاقات‌هاي با امام در مدرسه رفاه و بالاخره در عضويت دولت موقت آقاي مهندس بازرگان به عنوان ابتدا وزير كشور (1357 شمسي) شركت داشت كه در نظم شهرها و جلوگيري از اغتشاش و اخلال اوباش و تعيين استانداران و فرمانداران لايق و دلسوز و به فعاليت انداختن كلانتري‌ها و مراقبت از اقدامات ضد انقلاب سپس در رفراندم تغيير رژيم كه بيش از 96 درصد از طرف مردم رأي داده شد و انتخاب مجلس خبرگان و پس از تسليم پيش نويس قانون اساسي به مجلس اقدامات مؤثري مبذول داشت و در تيرماه 1358 يا استعفاي آقاي دكتر بشري به وزارت دادگستري منصوب گرديد كه تا آخر مأموريت دولت موقت ادامه داشت.

در دادگستري هم براي تنظيم قوانين لزوم كه قانون دادگاه‌هاي مدني خاص از آن جمله بود همت گماشت. پس از سقوط دولت موقت در مقدمات تشكيل مجلس شورا دخالت داشت و در نتيجه به نمايندگي مردم قزوين در مجلس اول انتخاب گرديد و همراه با ساير دوستان نهضتي (آقايان مهندس بازرگان و دكتر سحابي و دكتر يزدي و مهندس صباغيان و غيرهم) همراه و هم‌رأي بود. در ايام وزارت كشور و وزارت دادگستري و در نمايندگي مجلس و انتخاب استانداران و فرمانداران و تنيظيم وضع كلانتري‌ها كه به هم ريخته و از هم پاشيده بود شبانه روز خواب و آرام از او سلب شده بود ولي با لطف پروردگار بدون هر گونه اخلال يا اغتشاشي اين مأموريت‌ها را سپرس كرده به انجام رسانيد.

با وجود داشتن پروانه وكالت هيچ گونه دعوايي را دخالت ننموده مگر چند پرونده‌اي كه عليه آقاي مهندس بازرگان يا به شكايت ايشان تشكيل شده بود اقدام به دفاع نمود و به همين صورت در مورد يك يا او پرونده مربوط به نهضت آزادي ايران و دبير كل بعدي آن اقاي دكتر يزدي براي دفاع از حقوق آنها شركت نمود. بقيه ايام را به تحقق و تنظيم مقالات علمي و عقيدتي سپري مي‌نمايد و در سال‌هاي اخير نيز عضو افتخاري شوراي نهضت آزادي ايران بود كه در 18 فروردين بازداشت گرديد و با سپردن وثيقه به مبلغ 200 ميليون ريال بعد از روز توقيف آزاد و ضمن ساير متهمين نهضت براي محاكمه كه به دادگاه احضار شده و پس از انجام محاكمه به اتفاق ساير اعضاء نهضت آزادي ايران به پرداخت جريمه نقدي (به علت رعايت دادگاه و كهولت سن) در حدود 55 ميليون ريال محكوم گرديد- در محاكمه انفرادي صدر از خود دفاع ننمود ولي آقاي سيد محمد علي دادخواه وكيل ايشان از وي دفاع كرد و از حكم نيز صدر شخصاً تجديد نظر نخواسته و آقاي دادخواه وكيل او تقاضاي تجديد نظر در حكم نموده است. اشتغال روزمره صدر از 1360 شمسي (دي ماه آن سال) ابتدا تهيه مقدمات تدوين و تأليف دايره المعارف تشيع را از اعتبارات مالي مرحوم آقاي سيد ابوالفضل توليت فراهم نمود و از 1362 به علت استعفاي آقاي دكتر محقق بنا به تصويب هيئت امناء عهده‌دار سرپرستي دايره المعارف مزبور گرديد. و تاكنون 10 جلد (يعني تا آخر حرف ظ چاپ و منتشر شده و از 1382 كتاب سال شناخته شده و جايزه دريافت كرده است.