سناریوی آمریکا و اروپا در مواجهه با ایران | دکتر حسین موسویان

Filed under سرخط اخبار, مقاله

سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد

دکتر حسین موسویان متخصص امورخاورمیانه دانشگاه پرینستون: شرایط در واشنگتن به‌گونه‌ای است که نفوذ و تاثیرگذاری بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در سیاست‌های خاورمیانه‌ای آمریکا به‌ ویژه درباره ایران، بیش از رئیس‌جمهوری آمریکا شده‌است.

شرایط در واشینگتن بگونه ای شده که نفوذ و تاثیرگذاری نتانیاهو نخست وزیر اسراییل در سیاست آمریکا راجع به خاورمیانه بویژه ایران، بیش از رئیس جمهور آمریکا شده است. از یک کارشناس مطلع شنیدم که در ابتدای کار ترامپ در کاخ سفید، نتانیاهو یک مفهوم را خوب برای او جا انداخت و آن اینکه تهدیدات علیه ایران و برجام را باید اولا: محکم، قاطع و صریح اعلام و مکرر تکرار کند تا دیگران ذره ای تردید در عزم او نکنند. ثانیا: همزمان اقداماتی همچون تحریم را چاشنی این خط مشی کند. تنها در اینصورت  موفق خواهد شد. تهدیدات مقامات اسراییل در مورد حمله به ایران، مواضع صریح و قاطع ترامپ در مورد خروج از برجام همراه با تحریمهای جدید، درچهارچوب این نظریه است.

تا این مرحله، سناریو مذکور باعث شده که اروپاییها حاضر شدند که گروه کاری مشترکی با آمریکا در مورد بازنگری برجام را تشکیل و سریعا فعال کنند ضمن اینکه روند همکاریهای اقتصادی جهانی با ایران هم کند شده است. اما راجع به چند ماه در پیش رو، از بین سناریوهای مختلف، یک سناریو در مورد خروجی کار گروه آمریکا و اروپا ممکن است محتمل تر باشد و آن اینکه:

۱- اروپا بپذیرد که در مورد اعمال فشارها و تحریمهای جدی علیه ایران در مورد مسائل موشکی، منطقه ای، تروریسم و حقوق بشر با آمریکا همراهی کند.

۲- متقابلا آمریکا بپذیرد که تعلیق تحریمهای هسته ای پیش بینی شده در برجام را موقتا ادامه داده و نتیجه فشارهای مشترک را بعد از مدتی ارزیابی و تصمیمات بعدی را در کارگروه مشترک اتخاذ کنند.

استراتژی جبهه متحد آمریکا، اسراییل و اعراب تکفیری این است که با اجرای چنین سناریویی موارد زیر محقق شود:

۱-نیازی به حمله نظامی آمریکا به ایران نباشد زیرا آمریکا آمادگی برای ورود به چنین سناریویی را ندارد. البته ممکن است تهدیدهایی از سوی آمریکا یا تل آویو برای حمله به ایران مطرح شود منتهی این تهدیدات پشتوانه عملیاتی نداشته و صرفا جنگ روانی علیه ایران خواهد بود.

۲-بدون خروج آمریکا از برجام، موج تحریمهای جدید اروپا و آمریکا باعث خواهد شد فضا سازیهای مخرب علیه ایران افزایش یافته، بلاتکیفی برجام جدی تر شده، و در نتیجه نه تنها همکاریهای کلان اقتصادی سایرکشورها با ایران متوقف و منافع اقتصادی ایران از برجام را به حداقل برسد بلکه توان اقتصادی ایران را بحدی تحلیل برده تا بجای مانور در منطقه، تهران اسیر چالشهای جدی در داخل شده و تمام توانش مصروف حل معضلات اقتصادی و سیاسی و امنیتی داخلی گردد.

۳- ضمن اینکه ایران مجبور باشد به تمام تعهدات برجامی خود تمام و کمال عمل نموده، با کمترین تخلف از برجام، پرونده هسته ای ایران را در شورای حکام آژانس فعال و بعد از چند قطعنامه سعی کنند آن را مجدد به شورای امنیت سازمان ملل بکشانند. آمریکا و اسراییل درک میکنند که در شرایط فعلی اجماع سازی جهانی علیه ایران ممکن نیست. لذا سعی میکنند با استفاده از موضوعات منطقه ای، موشکی، تروریسم و حقوق بشر، در هر فرصتی ایران را به شورای امنیت سازمان ملل بکشانند. فرض آنها هم این است که سایر قدرتها همچون روسیه و چین ممکن است مانع شوند. منتهی این مسیر، باعث خواهد شد در صورت نقض برجام از سوی ایران، زمینه های لازم برای تسلیم مسکو و پکن را فراهم کند.

قاعدتا مقامات اروپا در دیدارهای آتی خود با مقامات ایران، موضوعات منطقه ای و توان موشکی را مطرح میکنند. هدف کاخ سفید – تل آویو این است که چنانچه ایران سرسختانه با چنین گفتگوهایی مخالفت کند، سناریو فوق کلید خورده و همراهی اروپا با تحریمهای موشکی و منطقه ای و حقوق بشری آمریکا شروع شود.

ایران چه بخواهد یا نخواهد یک عنصر تعیین کننده در معادلات منطقه است. بسیاری معتقدند که ایران در منطقه دست بالا را دارد. من چنین اعتقادی ندارم و معتقدم شرایط فعلی یک روند باخت – باخت برای قدرتهای اسلامی منطقه از جمله ایران و عربستان و ترکیه و سوریه و مصر و عراق است و پیروز اصلی اسراییلی ها هستند که با استفاده از تقابل قدرتهای اسلامی و ایجاد بحران در این کشورها، با کمترین هزینه، اهداف کلان خود را به پیش برده و منابع کشورهای اسلامی منطقه روز بروز تحلیل میرود. اینکه تحلیلگران غربی – عبری – عربی هم مدام بر نفوذ و سلطه ایران در منطقه اصرار میکنند، برای مشروعیت بخشیدن به فشارهای بیشتر بین المللی علیه ایران است. لذا ایران باید با یک کلان نگری، سعی کند این روند را تغییر دهد.

برنده روند تشدید خصومتها و تقابلات  آمریکا – غرب با ایران هم در کوتاه مدت عربستان و متحدینش اما در کوتاه مدت و دراز مدت اسرائیل است. ضمن اینکه خصومتهای جاری بین ریاض و تهران نیز نهایتا به نفع اسرائیل است. ایران با تمام رقبا و دشمنان دنیای غرب همکاری و همپیمانی سخاوتمندانه دارد. با این وجود کنترل و کاهش خصومت و تقابل با آمریکا، غرب، عربستان و کشورهای همسایه در راستای منافع ملی ایران خواهد بود.

به موازات تشدید تحریمها، فرصتهای تاریخی و کم سابقه ای نیز بوجود آمده است همچون: بحران سعودی – امارات با قطر، تشدید تقابلات ترکیه با اروپا – ناتو – آمریکا، عصبانیت اروپا از سیاستهای ترامپ، شکاف موجود در داخل آمریکا در مورد برجام و سیاستهای ترامپ در مورد ایران، اشتراکات و همکاریهای جدی بین ایران و عراق و سوریه در مقابله با تروریستهای تکفیری، همکاریهای مشترک ایران و روسیه و ترکیه در مورد سوریه و غیره. بهره برداری دراز مدت ازاین فرصت ها نیازمند ابتکاراتی فراگیر و جامع است و تاخیر نیز موجب از دست این رفتن فرصت ها خواهد شد.

مشکلات اقتصادی از جمله بیکاری و گرانی و فساد گسترده مهمترین چالش شرایط فعلی ایران است. تقویت اقتصاد داخلی که پاشنه آشیل نظام است در یک اقتصاد فساد زده دولتی، همراه با چالش های سنگین اجتماعی و فرهنگی، نیازمند تحولاتی اساسی است. دو عامل مهم فساد بی مهار نیز “تحریم”  و “اقتصاد دولتی” است. نا کارآمدیهای موجود در مبارزه با فساد همگام با بحران در روابط با غرب و تشدید تحریم ها، به چنین وضعیتی دامن خواهد زد.

راهکارهای موجود ضمن اینکه روند سقوط اقتصاد ایران را مهار کرده اما معضلات اقتصادی جاری توده مردم را حل نکرده و با ادامه این وضعیت، نارضایتی مردم بیشتر نیز خواهد شد. زیربنایی ترین عامل معضلات اقتصادی ایران هم دولتی بودن اقتصاد ایران و در حاشیه بودن بخش خصوصی است. دولت آلمان بعد از اتحاد دو آلمان، ظرف کمتر از ۱۰ سال، اقتصاد کاملا دولتی آلمان شرقی را بطور کامل خصوصی کرد در حالیکه جمهوری اسلامی ایران بعد از چهل سال نه تنها در خصوصی سازی واقعی ناموفق بوده بلکه سهم دولت و خصولتی ها در اقتصاد نسبت به قبل از انقلاب نیز افزایش یافته است.

حل ضعف ها و مشکلات سیاسی – امنیتی – اقتصادی ایران نیازمند ابتکارات و تصمیمات شجاعانه و واقع بینانه ای است که خلاء آن بشدت حس میشود. نخبگان و سیاسیون ایران باید در یک اجماع ملی همراه با روحانیون متنفذ و علمای اعلام در آستانۀ چهل سالگی انقلاب پارادایم جدیدی در تعامل ملی و منطقه ای و جهانی طراحی و معرفی کنند. تنها با اجماع ملی می توان راهبردی را عملیاتی کرد که پاسخگوی معضلات مذکور بوده بدون اینکه استقلال، حیثیت، ملیت و اسلامیت ایران کمترین لطمه ای بخورد. ملت آبدیده و توانا شده، در تحمل مشکلات صبر استراتژیک بخرج داده، به قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای تبدیل گردیده و باید با مسئولیت جهانی عمل کند. تا دیر نشده نخبگان متنفذ وجیه المله باید متهورانه اقدام کنند.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد


اشتراک گذاری

     Balatarin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *