دو دشمن مصدق برای غلبه بر یکدیگر به مصدقی های دوران خویش روی آوردند | علی نظری*

Filed under مقاله

به مناسبت ورود ایران به چهل سالگی انقلاب

Mosaddegh_95برنده و بازنده بازی شطرنج انقلاب ۵۷، شاه یا امام؟

امروز که در ایام سالگرد انقلاب قرار داریم، می خواهم برگی از دیباچه نا منتهای قیام مردم ایران علیه حکومت سلطنتی را ورق بزنم.

دکتر محمد مصدق ۱۲سال قبل از سرنگونی شاه غریبانه در روستای احمدآباد کرج در تبعید جان به جان آفرین تسلیم کرد.

مصدق از معدود سیاستمداران زمانه ما بود که با مرگش در ۱۴اسفند  ۱۳۴۵، تمام نشد!

امام و شاه که دو سر یک دعوای تاریخی و متضاد یکدیگر بودند اما در یک نقطه تاریخی به وحدت نظر رسیده بودند.

مصدق منفور این ۲ شخصیت بود. اما در سال ۵۷ و در بزنگاه حساس ماندن یا سرنگونی رژیم سلطنتی، این دو شخصیت در فینال یک بازی شطرنج برای پیروزی خویش به« شاه مهره» مشترکی به نام مصدق متوسل شدند.

شاه که بعداز عزل هویدا از مقام نخست وزیری به سه مهره تکنوکرات و نظامی چون آموزگار، شریف امامی، ازهاری متوسل شده بود ولی در ۳۷ روز انتهایی حکومتش ناگزیر شد به سراغ جبهه ملی و حزب دکتر مصدق برود و دکتر شاهپور بختیار که از وفاداران به اندیشه سیاسی مصدق بود را بعنوان ناجی سلطنت برگزید.

در آن سوی ماجرا هم امام با هوشمندی منحصر بفرد برای اینکه شاه را در این بازی شطرنج شکست دهد در تشکیل اولین حکومت انقلابی، به سراغ روحانیان نرفت بلکه دست روی مهره ای گذاشت که بنابر اظهارات سیاسی اش در آخرین دادگاه حکومت شاه به ایرانی، مسلمان و مصدقی اشتهار یافته بود. امام بازرگان را برای مواجهه با شاهپور بختیار برگزید.

بازرگان و بختیار که بیش از سی سال در جبهه ملی و در رکاب مصدق با هم رفاقت دیرینه داشتند در بهمن ۵۷ در یک دو قطبی  به مصاف یکدیگر رفتند.

شاه که دچار نوعی سردرگمی شده بود نتوانست از پتانسیل مصدقی بودن و  ملی گرایی بعنوان آخرین نخست وزیر حکومت شاهنشاهی برای حفظ دستگاه سلطنتی به توفیقی دست یابد.

شاه نگون بخت هنگام خروج از کشور در ۲۶ دی ۵۷ حتی حاضر نشد فرماندهی ارتش را به بختیار بسپارد!

ولی امام هوشمندانه تر از شاه در معرفی نخست وزیر اولین دولت انقلابی عمل کرد.

راهبرد درست بازرگان در مقطع حساس بهمن خونین ۵۷ سبب شد که در این بازی تاریخی شطرنج، امام بر شاه پیروز شود.

بله در فینال کارزار «شاه و امام» این دو رهبر به ۲ چهره مصدقی متوسل شدند تا دو حامی مصدق در یک مقطع زمانی «نخست وزیران کشور»بودند، یکی نخست وزیر شاه و دیگری نخست وزیر انقلاب!!

بهرحال سرنوشت انقراض حکومت شاه و استقرار حکومت انقلابیون توسط دو فادار مصدق رقم خورد!؟

اینگونه بود که دو دشمن مصدق «شاه و امام»، برای غلیه بر یکدیگر به مصدقی های دوران خویش روی آوردند!

*سردبیر روزنامه مستقل


اشتراک گذاری

     Balatarin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *